خالم هر دفعه منو میدید مثلا میگفتم خالع من بچتو خیلی دوس دارم میگف زهرا هم خیلی دوسش دارع(زهرا دختر یکی از خاله هامه ) میگفتم خالع گوشیم پر عکسای توعه میگف زهرا بیشتر از تو عکس دارع
مثلا ظرفا رو میشستم میگفت زهرا ظرفا رو ک میشورع اشپزخونع هم جارو میکنع خیلی زرنگع
مثلا هر دفعه ب من تیکع میندازه هر باری یجوری میخاد ادمو بسوزونه این دفعه دیگ خیلی عصبیم کرد پرید تو جون من گف چرا شوهر نمیکنی گفتم فعلا وقتش نشدع گف چرا ب همسایتون ک خیلی میرع میاد ج + نمیدی گفتم نمیخامش زور ک نیس گف بزا ببینم میتونم از همکارا شوهرم یکی پیدا کنم حالا شوهرش نزدیک ۵۰ سالشع میخاس مثلا منو حرص بدع
همشم جلو من میگ دخترع فلانیع ۴۵ سالشع همون ترشیده ایه یا هر زر دیگ ای
منم رفتم ب اون یکی خالم گفتم بش یگو اگ مزدم تشییع جنازم نیاد اگ عروسی کردم عروسیم نیاد این با من دشمنع هرچی بش هیچی نمیگم هی دور برمیدارع همش با من لجع هر دفع منو دیدع بم تیکع انداختع ولکن منم نیس
حالا خالمم رفته گفته بش عوض اینکه ب خودش بیاد معذرت خواهی کنه توپو انداخته تو زمین من رفته ب مامانم گفته من دلخور شدم ک رفته نشسته پشت سرم ب اون یکی خواهرم گفتع چقد دخترت حساسع خالع و خواهر زادع ک این حرفارا ندارع
تازع رفته ب بقیه هم گفتع این پشت سر من حرف میزنه😂😂خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
ادم انقد سمی؟