یه مدت بود با همکارم تو سرکار باهم صمیمی شده بودیم ولی اون بعضی وقت ها باهام شوخی دستی میکرد مثلا لپمو میکشید یا دماغمو یا نیشگون ولی من هر بار یه جوری میفهموندم که خوشم نمیاد ولی یه روز بدجوری ناراحت بودم اومد پیشم گف چی شده گفتم هیچی یهو پاشدم بغلش کردم و اونم منو بوسید ولی همه وی مثل قبل بود دیگه رفتارش تغییر نکرد خلاصه تا اینکه یه شب بهش گفتم میشه امشب منو برسونی خونمون اول گف ببینم برنامه هام چی میشه میگم بعت پلی بدون اینکه بمن چیزی بگه رفت منم امروز سرکار اصلا تحویلش نگرفتم اونم یه کلمه حرفم نزد