باورتون میشه هیچی یادم نیست؟ الان به آبجیمم میگم باور نمیکنه چون کسی نبود اون موقع
رفتم تو یخچال در فریز رو باز کردم بستنیمو بزارم، همینکه بستنیمو گذاشتم همه جا تو سیاهی رفت انگار بیهوش شدم چون حتی خودمو حس نمیکردم
کم کم این خلسه مطلق تبدیل به صدای گریه های خودم شد (پرتاب شدم رو زمین سرم خورد به در و میله آهنی)
اول فکر کردم دارم خواب میبینم این صدای گریه ها مال یکی دیگست که به خودم فشار آوردم چشمامو باز کردم دیدم پرت شدم روی زمین و تمام سر و بدنم درد میکنه
جوری ولو شده بودم که دبه خیارشور و جالباسی پرتاب شده بودن
ولی الان که چند دقیقه میگذره کاملا نرمالم فقط سرم داره از درد میترکه و بدنم یکم بی حس شده
خیلی اون حالت گنگ بود و یهویی شد
چیز زیادی یادم نیست
بنظرتون برم پیش دکتر؟ چی بوده اصلا؟