پارسال یه قرعه خونگی نوشتم با همسایه های خودم براشون مامانم فقط دو قسط اولش رو تونست بده ماهی ۵۰۰ دادم به جاشون گفتم فقط فشار نیاد بهشون
قرعه دراومد ۵ تومن بود یادم نیست طلا چقدر بود اون موقع اما دادمش یه جفت گوشواره حلقه زیر ۱ گرم آوردم دادمش خواهرم
مامانم گفت ما فقط دو قسطش دادیم حق خودت بود ببریش گفتم نه مامان روز اول به اسم شما نوشتیمش من دلم نمیاد ببرمش ...الان خواهرم رفته سوراخ دوم گوشش انداخته ...چقدر دیگه بگم چیکار کردم براشون حتی اگه متلکم انداختم به حرمت یوی از همین خوبیا تو روم واینمیساد من ازشون دورم حتی نشده دخترم گاهی بزارم پیشش اکه خانواده بقیه حداقل تو بچه داری کمکشون میدن من برای اونم زحمتشون ندادم