2777
2789
عنوان

واحد روبه روییمو اجاره ساعتی میدن

| مشاهده متن کامل بحث + 24274 بازدید | 272 پست

ببین اولا گفتی که درحال جدا شدنی

به نظرم اگر امکانش هست و خط قرمز هارو رد نکرده و مشکل جدی ای نداره جدا نشو اللخصوص که بچه اگر داری

ثانیا هرچی زودتر از اینجا بیرون بیا

هرچی زودتر

میدونی چرا این دوتا حرف زدم؟ چون که تو زمان الان متاسفانه متاسفانه ی خانم واقعا نمیتونه تنها در امنیت کااامل باشه

خیلی سخته ، خیلی خیلی

خودت میبینی که چه جایی گیر کردی هرچی زودتر از اونجا بیرون بیا پولتم پس بگیر

و دهن به دهنم نیا با صاحب مجتمع احتمالا خود بدتره ممکنه ی بلایی سر کسی بیاره هرچی بی سر و صدا تر از اونجا برو

بسم الله : کاربری دست سه نفره هر سه نفرمون از این کاربری استفاده میکنیم ، عضو شرکت برادران پشم السلطنه به جز کیومرث😂   اللهم عجل لولیک الفرج ، چشم انتظارتم امام مهربونم ، امام قشنگم ، خوشگل ترین خلق خدا ، شیرین تر از عسل ، قلب همه ماها ، منتظر بوی عطرت در کنار کعبه میمونم💚🌱

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

شما نباید دهن به دهن میشدین ، حالا یک مدت صبر کنید اطلاعات لازم رو جمع کنید بعدا زنگ بزنین به ۱۱۳ یا ...

زنه بدجوری لج کرده اخه من نمیتونم تو این محیط بمونم همین الانم باز ساعت ۲ واحد خالی کردن برا گروه بعدی

اگر نتوان آزادی و عدالت را یک جا داشت و من مجبور باشم میان این دو یکی را انتخاب کنم، آزادی را انتخاب می‌کنم تابتوانم به بی‌عدالتی اعتراض کنم ....من مي‌دانستم نوميدي هست، اما نمي‌دانستم يعني چه. من هم مثل همه خيال مي‌کردم که نوميدي بيماري روح است. اما نه، بدن زجر مي‌کشد. پوست تنم درد مي‌کند، سينه‌ام، دست و پايم. سرم خالي است و دلم به هم مي‌خورد. و از همه بدتر اين طعمي است که در دهانم است. نه خون است، نه مرگ، نه تب، اما همۀ اينها با هم. کافي است زبانم را تکان بدهم تا دنيا سياه بشود و از همۀ موجودات نفرت پیدا کنم. چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن...!

خونه رو از دیوار گرفتمبرادر ندارم بابام شهر دیگست با بچه کوچیک اینجام هیچکسم ندارم

تورو خدا برو شهر خودتون، پدرت زنگ بزنه زن رو تهدید کنه که اگه پول رو ندی پلیس رو می ریزم اونجا، باور کن ترسوتر از این حرفان، با خانوادت برو بعدش اسباب کشی کن، آخه چرا تو شهر درندشت، تنها زندگی میکنی، همین فردا برو اگه مواد بکشن و از خود بیخود بشن، یه بلایی سرخودت و بچت بیاد خدای نکرده زبونم لال، خونت به فنا میره ها، نهایتش میگن اونا در حالت عادی نبودن، نری با جون خودت و بچت بازی میکنی، پس حتمن برو

زنه بدجوری لج کرده اخه من نمیتونم تو این محیط بمونم همین الانم باز ساعت ۲ واحد خالی کردن برا گروه بع ...

کسی رو ندارین یک مدت برین اونجا ؟ همسایه های دیگه نیستن؟ این جور افراد وجدان ندارن ، مراقب خودتون باشین

آقا هستم 

ببین اولا گفتی که درحال جدا شدنیبه نظرم اگر امکانش هست و خط قرمز هارو رد نکرده و مشکل جدی ای نداره ج ...

چندماهه خبر ازش ندارم حتی نمیخواد بچشو‌ببینه عین خیالش نیست پروندشو بستم من

اخه پولمو نمیده نمیدونم چطوری پس بگیرم 

روز اول گفته بود همسایگانی محترم ... الان..

اگر نتوان آزادی و عدالت را یک جا داشت و من مجبور باشم میان این دو یکی را انتخاب کنم، آزادی را انتخاب می‌کنم تابتوانم به بی‌عدالتی اعتراض کنم ....من مي‌دانستم نوميدي هست، اما نمي‌دانستم يعني چه. من هم مثل همه خيال مي‌کردم که نوميدي بيماري روح است. اما نه، بدن زجر مي‌کشد. پوست تنم درد مي‌کند، سينه‌ام، دست و پايم. سرم خالي است و دلم به هم مي‌خورد. و از همه بدتر اين طعمي است که در دهانم است. نه خون است، نه مرگ، نه تب، اما همۀ اينها با هم. کافي است زبانم را تکان بدهم تا دنيا سياه بشود و از همۀ موجودات نفرت پیدا کنم. چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن...!

باهاشون در نیافت عزیزم سعی کن فقط بری ازون جا بخدا قلبم درد گرفت برات تپش قلب گرفتم خداشاهدهدعا میکن ...

منم استرس بنده خدا اسی رو گرفتم، خدا انشالله کمکش کنه سریعتر از اونجا پاشه

چندماهه خبر ازش ندارم حتی نمیخواد بچشو‌ببینه عین خیالش نیست پروندشو بستم مناخه پولمو نمیده نمیدونم چ ...

دختر فردا صبح جمع کن برو خونه پدرت 

بعد برو دنبال پولت عجبا 

پلیس وای اعصابم خورد شد

نه اصلا

میگه زنه کارکشتست..اگه دشمنش بشن چی

بدتر که باهاش دهن ب دهن هم شده سریع میفهمن کاراینه

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  15 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  14 ساعت پیش