من استراحت مطلق بارداریم خب
شب شاممو داد ظرفارو شست دوباره ناهار فردارم درست کرد گذاشت یخچال ظرفارو شست بعد گفت تا6 ماه دیگه کلی دلم واست تنگ میشه میخاستم گریه کنم رابطه ممنوعیم ما بهش گفتم بهم خیانت میکنی گفت این چ حرفیه جوجوی من تو شکم توهه بعد ناراحت شد گفت یعنی اینقد من نمیتونم خودمو کنترل کنم اونم فقط شش ماه ما ک مجردی تحمل کردیم اینم روش خیلی ناراحت شد گفتم بهم خیانت میکنی نباید میگفتم نه بهش با لج گفتم خیانت نکنی یوقت برات بپا میزارم من شوخی کردم ولی اون جدی ناراحت شد شوهرم خیلی مرد خوبیه