من الان عقدم تو گذشته پسر خالم عاشقم بود به جان مادرم هیچ گونه ارتباطی با هم نداشتیم چون از خالم متنفر بودم قبولش نکردم
بعد اون ازدواج کرد و پسر خالم به زنش گفته بود منو دوست داشته نمیدونم چرا گفته نفهم خر الاغ
زنش همیشه ازم متنفر بوده انگار تقصیر من چیه بعد من امروز با دختر یه خاله دیگم بحثم شده تو خونه مادر بزرگم نذری داشت بعد بلند شده بهم میگه تو با مرد متاهل ارتباط داشتی😭
بعد نگو زنش از لج این حرفو بین دختر خاله دختر دایی هام گفته آبرو برام نذاشته ینی قلبم ترکید
آش نخورده و دهن سوخته بخدا هیچ ارتباطی نداشتیم حتی تو مجردیش حتی اومد خواستگاری ۱سال تمام اومدن گفتم نه خوشم نمیاد ازش اگه دوسش داشتم قبولش میکردم خب
الان این تهمت رو بهم زده منم زنگ زدم خالم گفتم اونم چنتا نفرین کرد گفت چیکار کنم بی آبرو هست دیگه ینی چیییی
الان این قضیه چی میشه اگه به گوش شوهرم و خانوادش برسه چی ؟؟؟
تو این روز اربعين خدا بزنه به کمرش اگه من رابطه داشتم با شوهر کثیفش الهی منم سرطان بگیرممم اگه نداشتم الهی خدا بزنه به کمرش😭😭😭
حالم خیلی بدههههه ینی این تهمت ها تاوان نداره خدایاااا چرا نمیبینی خودت که میدونی کاری نکردم 😭😭😭به جان مادرم به جان پدرم به جان همه خانوادم کوچیک ترین ارتباطی نداشتیم حتی شمارشو هم نداشتم اون موقع
چون اون زمان از نامزدم سابقم تازه جدا شده بودم هر تهمتی بهم زده کثافت این حرفارو یه سال پیش گفته من ۶ ماهه عقد کردم