ی پسر بچه ی 8ساله صبح ساعت 7:30
نون گرفته بود داشت میرفت خونشون هرچی اصرار کردم خاله جون بذار کمکت کنم نونا داغه
میگفت ن داغ نیست ک جایی
بهش گفتم چقدر جذاب چه مرد خوشتیپی کلی تعریف چنان با ذوق نگام کرد ک نگاهش روزمو ساخت ♡
انشاالله اولین حقوقمو بگیرم برای کل بچه های محلمون خوراکی میخرم فقط با ذوق نگام کننن (: