2777
2789
عنوان

دارم گریه میکنم

294 بازدید | 39 پست

من تو زندگیم با آدمای خیلی کمی ارتباط میگیرم

و اصلا از لحاظ ذهنی هم توان اینو ندارم با همه صمیمی بشم

نزدیک ۳۰ سالمه یکم کمتر

اولش که عالم ۱۷ ۱۸ سالگی حس میکردم یکی رو دوست دارم

الانم رو دست اون پسر توی اقوام نداریم. گفتم بذار درسم رو بخونم اصلا شاید جوری شد خودشون اومدن جلو وضع مالی هم خوب نبود همین اعتماد بنفسم رو گرفته بود

ولی نه بعد چندسال رفتن خواستگاری یکی دیگه

رفتم دانشگاه چندترم گذشته بود یکی بهم پیشنهاد داد با هزارتا اصرار و واسطه و.....قبول کردم بعد چندوقت سر و کله یکی پیدا شد وبا اون دختر رفت من موندم و تنهایی و کلی غم و گریه

هرچی هم تلاش کردم که دوباره اوکی بشیم نشد که نشد چون اولین پسر زندگی من بود نمیخواستم تموم بشه(هنوزم همه میگن مغرورم و آدم آویزونی اصلا نیستم نگید چقد درگیر پسرایی)

بعد چندماه توی تلگرام باب درد دل با دوستا حرف میزدم که با یه پسر دیگه حرف زدنام شروع شد کاااااااملا رفاقتی و دوستانه بود و بعد گذر چندوقت یکی دوبار ابراز علاقه کرد که جدی نگرفتم فکر میکردم داره الکی میگه

حتی اینقد حرف زدم که به اکسش برگشت

ماه ها گذشت منم یه حسایی پیدا کرده بودم ولی اون از دستم رفته بود الان دارم با گریه مینویسم

تمام این اتفاقا که میفتاد من بارها پیشنهادای دیگه گرفتم و اصلا برام مهم نبود و توجه نمیکردم

بازم گفتم اشکال نداره یبار دیگه به اکسم پیام دادم همه چی داشت خوب پیش میرفت منم یکم بهتر شده بودم از لحاظ احساسی ولی یهویی گفت نه دیگه به درد نمیخوره(قسم میخورم که بازم یکی دیگه پیدا شده که تونست دوباره بگذره ازم)چون روزای اول یساعت بیخبر میبود پیام پشت پیام که چرا نیستی هی نگران بود و.....یهویی اینجوری شد بازم....

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

دوست داری با یه مرد مطیع ازدواج کنی

دلم ازدواج نمیخواد یعنی هدفم نیست

ولی دلم میخواد اونی که دوسش دارم پیشم باشه بخدا همیشه خوب بقیه رو خواستم

ولی هیچکی کنارم نیست(بخاطر اینکه نمیتونم با آدما زیاد ازتباط بگیرم یکی باشه برام کافیه چه دوست چه هرکی)

درمورد بعدی که با اکسش اوکیش کردی باید بگم فرندزون شدی اونم تقصیر خودته تو اگ میخواستی باهاش اوکی شی نباید نقش رفیق بازی میکردی نباید دلداری میدادی نباید راه کار تو هر چیزی میدادی تو رفیقش نمیخواستی باشی 

هیچ وقت خودتو انقدر کوچیک نکن که به کسی که بخاطر یکی دیگ ولت کرده پیام بدی

عزیزم متوجه نشدی

گفتم اولین آدم زندگیم بود یوقتایی هرچی هم عقل بگه دل راضی نمیشه

الان مشکلم این نیست

شما عزیزم مغرور نیستی اعتماد بنفست کمه ک نمیتونی خوب ارتباط بگیری ، اول رو خودت و عزت نفس و اعتماد بنفس کار کن و به خودت برس انشالله به وقتش یه آدم درست میاد سرراهت

تو دلم آرزویی دارم ک برآورده شدنش فقط و فقط دست خداست .... خدا جونم همه امیدم خودتی ....

درمورد بعدی که با اکسش اوکیش کردی باید بگم فرندزون شدی اونم تقصیر خودته تو اگ میخواستی باهاش اوکی شی ...

چرا دقیقا رفیق بودم بعد ماه های طولانی اونم سر یه اتفاقی کم کم حسی ایجاد شد

آره خودم مقصرم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  13 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  13 ساعت پیش