تعریف نمیکنم ولی فیس خوبی دارم هرچند خودم میگم قبلا بهتر بودم چون لاغرتر بودم و بیبی فیس تر الان از عمد و غصه هم تپل شده صورتم هم جوش زده هم اینکه مثل قبل بیبی فیس نیستم دیگه انگار
خلاصه امروز با شوهرم ومادرشوهرم مغازه بودیم خانمه فک کرد مادرمه گفت ماشالله چقدر قشنگه دخترتون شوهر نمیدید ؟
پسرم مهندسه ها و خندید
مادرشوهرم حسووووودهههههه
گفت عروسمه
و پشت بندش گفت پسرمم قشنگه بخدا اینقدر لحم گرفتتتتتتتتتتت
و باد بود تا آخر شب که خونش بودیم برای شام
خلاصه خیلی ذوق کردم وسط این همه غم و غصه
البته دوبار دیگه این اتفاق باز تکرار شده بود جلوی مادرشوهرم ولی عقد بودیم اون موقع