من جایی کار میکنم فرونشده ومسئول فروشگاه هستم 24 سالمه ومجرد هر از گاهی بعد از ظهر ها میام خونه پدربزرگم چون کارم دو شیفت هست بعد موقع اومدن یه ارایش ساده میکنم مثلا یه کرم پودر و یه رژ و یه خط چشم بعد همیشه مادر بزرگم وعمم یه جوری نگام میکنن امروز عمم که نزدیک ۴۰ سالشه ومجرد بهم میگه خب بس تو چرا اونجا اون همه آدمهای پولدار میاد مخ یکی رونمیزنی منم گفتم مگه میرم سرکار واسه مخ زدن همینم مونده فردا برام حرف در بیارن با این و اون میپره خودمو کنترل کردم نگفتم بس خودت چی ولی الان میگم کاش میگفتم