دیگه مثل قبل پیام نمیده، سرد شده، و توجیهشم اینه که:
"بعدشم من درگیر کار ها و افکار و مسیر های خودم شدم توام باید درک بکنی که من نمیتونم انرژیم رو به فقط توی رابطه بزارم
آرامش رو از رابطه بگیرم بعدش بتونم به اهدافم فکر کنم"
و از شما انتظار درک کردن و صبر کردن داشته باشه ولی شما وابستش شده باشین و حتی صبحا اینکه بدون پیام صبح بخیر اون بیدار میشین رو نتونین تحمل کنین...
چیکار میکنین؟
کارو افکار و مسیرم منظورش همینه که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و داره فکر میکنه چیکار کنه
اینم در نظر داشته باشین که من تایم امتحانام حتی شب امتحانام باهاش چت میکردم ولی اون چند روز مونده به امتحاناش بهم کفت تنهام بذار
برای من درارتباط با اون بودن هیچ منافاتی با درس خوندنم نداشت اگرم داشت خیلی مهم نبود
میشه خواهرانه راهنماییم کنین و جدی نظر بدین