خواهر شوهرم بدون اینکه نظر مارو بپرسه پیله که بیایم بریم مشهد و مادر شوهر و برادر شوهرمم هستن .و مسافرت یک هفته هست
من حقیقتا دوست نداشتم بیام چون راحت نیستم
و اینکه خسیسن و نمیتونم برم مسافرت غذا سفارش بدیم یا خریدی کنیم . و بچه کوچیک دارن که اذیت میکنن
بعد همسرم گفت شما برین ما دلمون میخاد بریم شمال
باز گفت خوب از مشهد بریم شمال و خلاصه ما کلی بهونه اوردیم که قبول کرد نیایم
من میدونم که از ما گله مند میشه ولی من اون جمع راحت نبودم