اونروز با خواهرم و شوهرش رفتیم پیک نیک
یه رودخونه اونجا بود ما هم رفتیم اب بازی
منم اهمیت به جاهای عمیق اب ندادم رفتم داخل یه جای عمیق از رودخونه چشمتون روز بدنبینه رفتم زیر اب
هی میومدم بالا جییغ میزدم و میرفتم زیر اب
همه دوربریام خندیدن فک کردن دارم ادا درمیارم
اما دامادمون فهمید اوضاعم جدیه خواست بپره نجاتم بده پاش لب رودخونه پیچ خورد و زد به یه سنگ بزرگ 😭
شب اول پاش درد میکرد دکترا گفتن یه ترک سادست اما روز به روز بدتر شد رفت با دستگاه نمیدونم چی چی فیزیوتراپی
گفتن رباط صلیب پات پاره شده باید عمل کنه
از عذاب وجدان دارم میمیرم
بچه ها بنظرتون تا کی خوب میشه
اینم بگم ماه بعدی عروسیمه کلی برنامه داشتیم😓