2777
2789
عنوان

چرااینجوری کردباهام

48 بازدید | 0 پست

شب از یه مغازه اومدم بیرون نشستم تو ماشینم یه پسره منو دیده شمارمم از مغازه داره گرفته بهم پیام داد وگفت دیدمت تو ماشین باخودم گفتم چه دختر سنگینی  بعدگفت که مایله که باهام آشنا بشه و گفت علاقه ای نداره بهم و علاقه از طریق دیدار به وجود میاد یک هفته حرف زدیم سه بار دعوتم کرد نرفتم تااینکه قبول کردم گفتم حالا همینجوری الکی برم به خودمم زیاد نرسیدم رفتم اونجا خیلی از تیپش ظاهرش خوشم اومد البته کلی تخریبم کرد ازم پرسیدچی کاره ای گفتم پیراپزشک خندید گفت چرا حالااینقدرخودتومیگیری اورانیوم که غنی نمیکنی بعد از دیتم بهم پیام دادتشکر کرد که اومدم کلیم چت کردیم بهم گفت خیلی باوقاری بعدش گفت چرا دستمونگرفتی گفتم چون نمیشناسمت فرداش دیدم پیام ندادزنگ زدم بهش بهم گفت خیلی خوشحال شدم صداتو شنیدم بعد ازاون غیب شد نه پیام نه زنگ .. به مغازه داره گفته بود انگارازدماغ فیل افتاده  وادبش کردمفیسشم زیاد جالب نبود منم ایناروشنیدم پیام دادم بهش گفتم درحدی نیستی راجب من نظر بدی وحکم اسباب بازیو برام داشتی و بلاکش کردم حالم خیلی بده بغض دارم اون شب مگه کوربود منو ندید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز