من با ی پسری آشنا شدم خب بعد بهش گفتم برام کار پیدا کن رفتم محل کارش(جریان رو توی تاپیک ها قبلی گفتم) بعد رفتم اونجا صاب کارش هنوز خبرم نکرده کل اتفاقات توی تاپیک ها قبلیم گفتم . بعد منو دو روز پیش با مامانش آشنا کرد بعد با خواهرش که شش که کوچیکه رفتیم شهر بازی من بهش گفتم بیا ببرمت پارک بعد پسره کارتشو نیاورده بود من ۸۰۰ دادم خواهرش کل وسایل شهربازی سوار شد حتی پول رفت برگشت شوم من حساب کردم بحث پول نیست من آدم خسیسی نیستم فقط خاستم خواهرش شاد باشه همین. مامانش بهم گفت پسرم الان چیزی نداره خیلی باید صبر کنی . توی شهربازی پسره قهر کرد گفت تمام توجه تو دادی سمت زهرا تو مال منی با زهرا . بعدش رفت خونه باهام قهر کرد رفت خابید . صبح هم بیدار شد معذرت خواهی کرد . پسره قیافه نداره پولدار هم نیستن. خب پس چه بدرد میخوره؟ شاید بعداً اگه پولدار شد منو ول کرد. بهش گفتم من تمرکز روی کارم ندارم میخام به اهدافم برسم لطفاً دیگه مزاحمم نشو من کل فکرم درگیره این رابطه شده نمیتونم باشم . گفتم مزاحم بشی خطمو عوض میکنیم گفت میام درخونتون باهات حرف میزنم .
من مامانم بفهمه جنازمو میزاره تمام.
الان هنوز پیام میده با اینکه مسدودش کردم با خط های دیگه .
میگه باید مثل پسرای دیگه دست مالیت میکردم ولت میکردم برو ببین کی مثل من عاشقته گفتم تو عشقتو فقط توی حرف ثابت کردی مگه چیکار کردی برام . گفت جواب مامانم چی بدم گفتم بگو خانوادش راضی نیستن . نمیفهمه چیکار کردم چه گیری کردم ها
کمکم کنید.
از این ناراحتم که حس میکنم میخواد تیغم بزنه
اما چرا منو به خانوادش معرفی کرد؟