میدونم حس درستی نیست..
تو هیچ موردی اینطوری نیستم. یه عمر افتخارم این بوده که هیچ وقت آدم حسودی نبودم به هیچکی و هیچی و هیچوقت..
ولی اخیرا هر کیو تو فامیل میبینم کربلا میره حالم بد میشه..همش میخوام راجبش فک نکنم.. ندونم کی میره..
خیلی دلم گرفته خیلی..همش خاطرات سفر جلو چشممه..
حتی حرم اما رضا هم نمیتونم برم.. این روزا هی میگم برم حرم، هی حالم بد میشه که کربلا نرفتم..
چیکار کنم با دل بی قرارم💔..
همه ی دلخوشی این ی سالم این بود..
وایِ من؛ چقد خراب کردم..