چند وقت پیش شوهرم کارشو عوض کرد و دستمون خالی شد شوهرم بیخبر از من زنگ بابام زده بود و یه تومن قرض گرفته بود و وقتیکه شوهرم زنگش زده بود پیش مامانم و خواهرم نشسته بوده و اونم میشنوه و فرداش من رفتم خونشون خواهرم با تشر و دعوا که پولمون پس بده همین الان باید برگردونی بابام سرکار بود اونموقع وقتی برگشت میخواستم بهش بگم مامانم قسمم داد که نگو بابات شر میکنه بخاطر من نگو منم با چشم گریه سوار ماشین شدم برگشتم خونه و هیچی نگفتم بعدا متوجه شدم که اصلا مامانم و خواهرم قضیه یجور دیگه از طرف خودشون تعریف کردن واسه بابام و منو مقصر کردن بجان دخترم همه قضیه همینجوری بود که واسه شما گفتم الان گذشت هیچی نگفتم و آشتی کردیم و تا امشب برق ساعت هشت رفت منم باردارم و دخترم گریه که میترسم منم باز زنگ نزدم مامانم خودش زنگ زد چون برق ها میره آنتن گوشیشون قطع میشه فهمیدن ما برق نداریم مامانم زنگ زد که بابات الان میاد دنبالت گفتم نه دوساعته تحمل میکنیم بابام گفت نه دارم میام منم رفتم اونجا دیدم خواهرم تو حال نشسته تا اومدم سرش برنگردوند سلام کنه روش کرد اونطرف مامانمم رفت خونه دوستش منم تنها دوساعت نشستم یه کلمه حرف نزد مثل قهر به خدا نه قبلش بحثی نه دعوایی هیچی منم بغض کرده بودم موقع برگشتن داشتم میومدم خونه همه چیز واسه بابام گفتم که مثل دفعه قبل نشه و منو مقصر کنن و دروغ بگن جلو بابام نتونستم جلو خودم بگیرم گریه کردم😔😔😔 کارم اشتباه بوده؟
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.