2777
2789
عنوان

دورهمی💅🏻😙

67 بازدید | 10 پست

دوستاتون رو تگ‌ کنید خوش بگذرونیم 

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

@چرچیلم‍ سلااام

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

@honye_ella‍ 

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

سلام گلم💓

سلاام

خوبید شما؟

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

@thesara18‍ 

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

@دختر_خاکستری‍ سلااام


حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

سلام😊

من برخلاف بعضی کاربرا اصلا با ریپ شما مشکلی ندارم نظر مخالف دارین ریپ بزنین تا محترمانه بحث کنیم😘😘😘 برای همه تون احترام قائلم🫠❤️تو تاپیکای سرگرمی تگم کنین مرسی😍بله پروفایل عکس چشم خودمه!💕یه دختر مهربون ولی عصبی🤕تیزهوشان درس میخونم💕متولد ۸۹🥲لینک ناشناسم:https://daigo.ir/secret/31510443820

@honye_ella‍

سلام✨️

[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جایِ شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᵕ.ᵕ🩷✨️ #دلی

🐥🐥🐥

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز