2777
2789
عنوان

یه فنجون چای و کتاب😋

26 بازدید | 0 پست

این بسته به من نیست که تا شکمم سیر شدو قلوه گاهم پیه نو گرفت یاد اروپا کردم هموطن ها به نظرم عقب مانده وفناتیک آمدند، و سرتا پایشان میکروب شد و غیر قابل معاشرت گردیدند، بلکه هر تازه به دوران رسیده چنین است و تا صد دینارش سه شاهی میشود و یک ماه غذای مرتب به خود میبیند و چهارتا چرخ اتومبیل زیر پایش به گردش در می آید ایران به نظرش دده مطبخی می شود و یاد عروس اروپا کرده کت و شلوار نوش را در چمدان پیچیده به راه می افتد.

                 (حاجی در فرنگ جلد ۱/جعفر شهری)

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز