کلی نشستم تو تابستون درس خوندم نتیجش چیشد؟ هیچی
هر دو هفته چرخه مزخرف امتحان قلمچی بعد امتحان خانواده یه دفعه مهربون میشن تا ترازا بیاد دوباره همون داستان همیشگی
فلانی فلان شد چرا درصدات فلان شد چرا دو دقیقه استراحت میکنی
منم که گیرم بین دوتا پایه جمع کردن مدرسه دارم کلاس دارم میام اینور فکرم سر قلمچیه که همش میرینه بهم
چه کنیم حتما سرنوشت مام این بود... بگو یه خاطره خوب که من از کل عمرم داشته باشم
الان یه سری عزیزانم هستن میان مسخره میکنن مثل همیشه
گناه من چی بود که تو این ایران کوفتی باشم؟