چند روز پیش تولدم بود، خونهی پدرزنم بودیم. نه کیکی، نه تبریکی، نه حتی یه شمعی روشن کردن که بگن یادمون بود! شبش فقط خانومم خودش دست به کار شد و بیرون برام یه جشن کوچیک گرفت. ولی از طرف خانوادهش؟ هیچی!
فقط پدرزن و برادرزنم یهویی یه تومن پول ریختن به حسابم! برادرزنم هم خیلی راحت گفت: "نتونستم برات چیزی بخرم، گفتم پول بدم، خودش هر چی دوست داشت بخره!"
هه با یه تومن !!!! هرچی دلش خواست !!!!😒😒
حالا جالبتر اینه... چند وقت پیش تولد خودش بود، خانومم منو زیر افتاب تو اون گرمایی که از آسمون آتیش میبارید، کشوند بازار. سه ساعت تموم گشتیم تا یه هدیهی درست حسابی براش پیدا کردیم. آخرشم براش یه ست بلوز شلوار ورزشی خریدیم، کلی گشتیم تو عمدهفروشی که هم قشنگ باشه هم قیمتش مناسب! خلاصه وقت گذاشتم، احترام گذاشتم، سنگ تموم گذاشتم چون مثل اونا نیستم
امروز هم دیگه اوج ماجرا بود... خونه پدرزنم بودم ؛ برادرزنم با پدرزنم وقت اصلاح مو داشتن، قشنگ دو نفری آماده شدن، رفتن، حتی یه تعارف خشک و خالی هم نزدن که "تو هم بیا، حالا کاری هم نمیخوای بکنی، ولی تنها نمونی خونه!" قشنگ درو بستن و رفتن.
حالا شما جای من بودین، ناراحت نمیشدین؟ یا من زیادی حساسم؟!