۶کامل نشده زایمان کردم پریود شدم
کلا از بعد زایمانم سرد شده
شاید ۴بار اون خودش اومده طرفم واسه رابطه
بقیشو من رفتم طرفش
امشب گفتم نیومدم خیلی وقته طرفت گفت باریکلا
با خودم میگفتم شاید جوابش یه چیز دیگه باشه
ولی از خداش بود نرم سمتش
بهش گفتم تو تکراری شدی برام منم میرم با یکی دیگ دستم و فشار داد و گفت حرف نزن بیشعور بعدش گفتم برو بخواب😒 هی رد میشد میگفت شب بخیر
فلانی جان شب بخیر من میرم بخوابم
باز رد شد شب بخیر
منم جوابشو ندادم
یه بچه آوردیم سنمون هم کمه ولی از الان مثل پیر مردا رفتار میکنه
قبلا خیلی گرم بود
نمیدونم با این موضوع چیکار کنم از بعد زایمانه سرد شدنش رفته رو مخم هرچی هم میگم خیانت میکنم فلان میکنم اهمیت نمیده
وقتیم میخوام تنها برم جایی مثل سگ میترسه میگه نرو
خیالش راحته خونم بچه نگه داشتم
اصلا جدی نمیگیره منو
از لحاظ عاطفی هم که سرد شده
اگه جنسی خیانت نکنم شاید عاطفی خیانت کنم تشنه محبتم اما اون اهمیت نمیده