اول از همه بگم من علاقه ای بهش ندارم چون واقعیتش به یه شخص دیگه علاقه داشتم و نشد واسه همین حال و حوصله هیشکی رو ندارم
فقط مدتیه رفتارای این پسر برام سوال برانگیز شده
اینم بگم همکار هستیم البته بخش های مختلف
توی دورهمی همکارها هر وقت دیر برسم و صندلی نباشه ،یا برام صندلی میاره یا صندلی خودش رو میده به من
توی جمع خوراکی بخورن و من دیر برسم ، همیشه زود واسه من تعارف میکنه
ما عادت داریم نوبتی شیرینی بخریم توی محل کار، اون روز به شوخی بهش گفتم آقای فلانی نوبت شماست شیرینی بخرین،کفت من هر وقت ازدواج کنم شیرینی میخرم (تنها دختر مجرد محل کار منم)،بعد یکی از همکارها بهش کفت اون موقع به خانومت میگی شیرینی درست کنه ،اونم گفت نه من اجازه نمیدم خانومم دست به سیاه و سفید بزنه ( میدونه که من از کارای خانه داری متنفرم و بلد نیستم )
اون روزم داشت پیش خانوما یه حرف ضد زن میزد ، به من کفت منظورم شما نیستی ها ،منظورم بقیه خانوماست
من خیلی استرسی هستم،هر وقت توی جمع ببینه نگرانم سعی میکنه آرومم کنه با دلیل و منطق