2777
2789
عنوان

جای من بودید چیکار میکردید

43 بازدید | 1 پست

خواهر شوهرم راهش دوره ۳ ماه تابستان کلا خونه مامانشه

ماهم که تو یه ساختمونیم 

دیشب همشونو دعوت کردم اومدن شام اینجا سنگ تموم گذاشتم

منتی نداره خانواده منم میام همسرم کم نمیذاره 

تا ۱۲ شب اینجا بودن بعد رفتن واحد خودشون 

من یک شب خوابیدم صبح ۸ بیدار شدم ظرفای دیشبی رو جمع کردم و خونه مرتب کردم باز ۱۰ صبح دختر خواهرشوهرم اومده پایین ۸ سالشه با دختر خودم بازی کردن این مدت که اینجان ۹ و نیم ۱۰ صبح میاد تا دوازه و یک میمونه باز میره بالا ۲ میاد تا ۵ باز میره بالا شبم میاد

الانم همسرم گفت یه چرت بزنم ساعت ۳ برم سر کار دخترمم خوابید منم گفتم کنارشون دراز بکشم میبینم یکی ریز داره در میزنه گفتم ول کن باز نکنم بفهمه خوابیم هی در زد هی در زد یهو زنگ تا آخر گرفت رفتم درو باز کردم گفتم دخترم دایت خوابه میخواد بره سر کار بیدار شدن زنگ میزنم بیا پایین اونم رفت درو بستم اومدم دراز بکشم دیدم شوهرم داره نگام میکنه گفت چرا درو روش بستی گناه داره؟

گفتم بابا وقت استراحت مردمه مادر خودش می‌خوابه بچه رو میفرسته اینجا هیچی نگفت روشو کرد اون ور دوباره خوابید 

بنظرتون بیدار شد چی بگم؟

نمیخوام نارحت بشه خدایی خیلی به خانواده من محبت داره البته اینم بگم خانواده من دورن سالی دوبار بیشتر نمیان اینجا اونم یا داداشم میاد یا خواهرم که بزرگن آزاری ندارن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز