2777
2789
عنوان

رسپی کوکی کرینکل

67 بازدید | 5 پست

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

رسپی کوکی کرینکل 


مواد لازم برای شانزده تا بیست کوکی

مواد خیس:

کره به دمای محیط رسیده ۵۰ گرم

شکر سفید ۱۱۰ گرم

تخم مرغ ۲ عدد

وانیل نصف قاشق چای خوری


مواد خشک:

آرد قنادی ۱۴۰ گرم

بکینگ پودر یک قاشق چای خوری

نمک یک پنس

پودر کاکائو ۵۰ گرم


پودر قند برای غلتاندن ۶۰ گرم


شیوه مخلوط کردن:

کره به دمای محیط رسیده رو با لیسک به خوبی مخلوط کنید 

بعدش تخم مرغ و وانیل رو اضافه کنید و با همزن به خوبی و در یک جهت هم بزنید

(میتونید از لیسک هم در این مرحله استفاده کنید اما به خوبی همزن نیست،یه جورایی سخته و خوب پف نمیکنه مواد)

حالا مواد خشک(آرد،بیکینگ پودر،نمک و پودر کاکائو رو که دو بار الک شده)در سه مرحله به مواد اضافه کنید و در یک جهت و به آرامی با لیسک هم بزنید و در نهایت برای مخلوط شدن کلی یک دور همزن بزنید(سر درجه اول)

نکته:حواستون باشه توی کیک ها مخلوط آرد فقط با لیسک هستش 

اما اینجا چون مواد نسبتا غلیظ و خمیری ای داریم برای یک دست شدن نهایی در حد چند ثانیه میتونیم همزن بزنیم




حالاااا

سه الی چهار ساعت می‌ره یخچال استراحت 

بعد از در آوردن از یخچال 

توپک ها رو بیست گرم بیست گرم وزن کنید 

به آرومی گرد کنید و توی پودر قند به خوبی بغلتونید

(پودر قند اضافی رو ازش نتکونید

وگرنه خوب ترک نمیخوره و این یه ترفند به حساب میاد 

قشنگ پودر قندی کنیدش تا یه ترک قشنگ بهتون تحویل بده)

پخت:فر دو حالته گاز و برق رو  

در حالت گازی روی ۱۸۰ درجه میزون کنید 

ده دقیقه فر گرم بشه و سپس کوکی هاتون رو بزارید تو فر 

بعد از یازده دقیقه در بیارید.

💘مابین پخت در فر رو باز نکنید.

💘بعد از یازده دقیقه احساس میکنید که نپخته،اشتباه احساس میکنید به مرور بعد چند دقیقه سفت میشه بافتش و اگر بیشتر از ده دقیقه بزارید ، وقتی از فر در میاد بعد بیست دقیقه مکث نهایی خیلی سفت میشه پس سر تایم(۱۱ دقیقه)از فر در بیارید.

💘حتما روی سینی مناسب حرارت یا همون سینی فر کاغذ روغنی بزارید و بعد کوکی رو بچینید ، بعد در آوردن نیاز به بیست دقیقه مکث داره و نیمی از پخت کوکی در اون تایم انجام میشه 

پس وقتی در میارید از فر در از کاغذ روغنی جدا کنید نه کاغذ روغنی رو از سینی بردارید وگرنه کوکی خوبی تحویل نمی‌گیرید.

💘کوکی مثل بقیه کوکی ها بازشدگی زیادی هنگام پخت نداره و فاصله چهار الی پنج سانت از هم مناسبه.

💘سینی فر رو در وسط ترین ریل فر قرار بدید.

💘وقتی مواد رو می‌فرستید استراحت، مواد نسبتا سفتی دارید، هل نشید طبیعیه(من خودم داشتم سکته میکردم که اشتباه درست کردم😭😂)

💘با عشق درست کنید.


_نیل‌گون

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

اسی من دوبار درست کردم همه چیش خوب بود ولی بو تخم مرغ می‌داد چیکار کنم بوش بره؟

"تنهایی" به اندازه‌ی دخانیات باعث مرگ و میر می‌شود!               تنهایی و نداشتن دوست با افزایش سطح فیبرینوژن که میتونه منجر به لخته شدن خون و سکته بشه ارتباط داره.                 بیاید با هم دوست باشیم:)

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

اسی من دوبار درست کردم همه چیش خوب بود ولی بو تخم مرغ می‌داد چیکار کنم بوش بره؟

زمانی که داری تخم مرغ رو هم‌میزنی

حتما چندین بار ظرف رو دورگیری کن 

اینکه تخم مرغ به دیواره ظرفت نچسبیده باشه موثره

وانیل هم حین هم زدن استفاده کن عزیزم💘.

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

زمانی که داری تخم مرغ رو هم‌میزنیحتما چندین بار ظرف رو دورگیری کن اینکه تخم مرغ به دیواره ظرفت نچسبی ...

مرسیی عزیزم 😘

"تنهایی" به اندازه‌ی دخانیات باعث مرگ و میر می‌شود!               تنهایی و نداشتن دوست با افزایش سطح فیبرینوژن که میتونه منجر به لخته شدن خون و سکته بشه ارتباط داره.                 بیاید با هم دوست باشیم:)
مرسیی عزیزم 😘

خواهش میکنم💘.

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز