ممنم ده دوازده سالمبوده
نصف شب راه میرفتم
یه شب حدود سه چهار صبح داشتم از خونه میرفتم بیرون
مامانم رسیده وپرسیده ازم کجا داری میری؟
منم گفته بودمدارم میرم نمک بخرم🙄
مامانم اینا تا زمان ازدواجم در خونه روشبها صدتا قفل میکردن
وقتی هم ازدواج کردن طفلیا به شوهرم سفارش میکردن ، حتما در خونه روشبها قفل کنین😅🫠