یبار پسرخاله پارتنرم داخل ماشین بود و اومده بود پارک ی کلید از پارتنرم بگیرم به من گفت تا برو سمت ماشین تا منم بیام و من نمیشناختمش من کلا اینحوریم بچه ها تا ماشین میبینم مخصوصا شیشه دودی خودمو جلوش درست میکنم دیگ هی رفتم جلو ماشین این پسرخاله پارتنر هی داشتم شالمو درست میکردم بخدا زبونمم درآورده بودم مثه این گورخرا😐بعد ی دفه پارتنرم که اومد گفت عه تو چطوری پیداش کردی همانا شد که شیشه اومد پایین و یکی خندید گفت سلام خیلی بد بوددددددد
زنگ زدم به یکی ک خیلی رودربایستی دارم مکالمه کوتاه بودا ولی خواستم خیلی کلاس بذارم
موقعی که جواب داد گفتم سلام خانم صابونی وقتتون بخیر......
یهو گفت شابونی هستم😭😂
تازه داشتم تعریف میکردممم
بعضی از چالشها و مسیرهای زندگی رو باید به تنهایی طی کرد. در این مواقع، تکیهگاه اصلی فرد، خودش و ایمانش به خداست. این امر میتونه به رشد فردی و استقلال منجر بشه و نشون میده که گاهی برای رسیدن به موفقیت، نیاز داریم که از دیگران فاصله بگیریم و به درون خودمون رجوع کنیم🌱🤍✨
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
توی مراسم عزاداری پدربزرگم بعد دفنشون یهو پسرعموم که کوچیک بود داد زد مااامااان الان پدربزرگ رو کاشتیم کی میوه میدههههه وسط گریه همه از خنده غش کردیم 😂😂😂