من تو دوران عقد مزخرف هستم و چون خونه شوهرم اینا یه شهر دیگست الان خونه اونا هستم صبح دیدم فندک آورد بهم نشون داد که برای کارش خریده بود چون قبلاً سیگاری بود من یکم رو فندک حساس شدم به شوخی گفتم از کجا گرفتی کی گرفتی پدر شوهرم هم تو حال نشسته بود بعد دیدم شوهرم گفت بیا اتاق رفتم اتاق هرچی از دهنش در اومد بهم گفت که تو خری نمیفهمی تو زنی نمیفهمی الان اونا فکر میکنن من سیگاریم که تو بهم گیر میدی خلاصه جمع کرد و رفت. سرکار بعدش باباش اومد گفت صداتون میومد چیشده گفتم هیچی پسر بیشعور و بی فرهنگ شما این کارو کرده حالا پدر شوهرم ناراحته از اینکه من گفتم بیشعور و بی فرهنگ به پسرش.
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
یاد بگیرید بحثاتون بین خودتون بمونه و دیگران متوجهش نشناگرم قراره بشن جوری بیان کن که طرف تو رو بگیر ...
من واقعا ناراحت بودم در حال گریه کردن اونا اومدن گیر سه پیچ دادن که چیشده وگرنه من دوست ندارم کسی متوجه بشه اما شوهرم انقد بیشعوره که دید من حالم بده ولی گزاشت و رفت!
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...
"هر کسی را ملاقات میکنی درگیر نبردی است که تو هیچ چیز درباره آن نمیدانی. همیشه مهربان باش." بعد از دیدن خیلی دعوا و پرخاشها در سایت، عمیقا به این نتیجه رسیدم که خیلیها در این دسته جا میگیرند 😊