این جنگ هیکل سلیمان هم بهش مربوطه:
من خواب دیدم که
٨ سال پیش بطور اتفاقی خواب دیدم سال 521 قبل از میلاد مسیح هستم
رومیان به دروازه ی غربی هیکل سلیمان حمله کردن،هیکل آتیش گرفته بود و تحرکات نظامی تو هیکل زیاد بود اما نمیتونست جلودار رومی ها بشه
دیدم حضرت سلیمان یه گوشە وایساده با زنش و دوتا بچه ش داره با نگرانی به هیکل نگاه می کنه و از اینده نگرانه
بعد منو دید ،گردنبند و دوتا دستنبد سلطنتیش رو همراهش داشت،اومد یکی از دستبنداشو داد به من ازش نگهداری کنم
من نمیخاستم قبول کنم دستبنده از دستم افتاد و رفت زیر یه تکه چوب،همه جارو آتیش گرفته بود و گفتم اونجا بمونه بهتره کسی پیداش نمی کنه،اما خودش پیداش کرد و دوباره دادش دستم