حس میکنم درست رفتار نکردم
حس میکنم من اصلا تو هیچ زمینه ای اهمیتی براش ندارم نه خودم نه نظرم
مثلا همسرم خودش واس اولین بار در ساخت، بهم گفت خوب شده منم بهش گفتم اره خیلی خوب شده و به قول خودم پرفکت
و حتی واس مادرشوهرمم تعریف کردم ندیدید چه دری درست کرده. خیلی خوبه اینجوریه اونجوریه
گذشت مامانس دیروز رفته خونمون. در رو دیده و اونم گفته که اره خیلی خوب شده
بعد شوهرم بهم زنگ زده بود حس میکردم تو آسموناس اینقدر شاد بود هی میگفت مامانم گفته خوبه و. ...
بعد من هی با خودم میگفتم پس چرا وقتی من میگم ذوق نمیکنه و خوشحال نمیشه
اصلا باورتون نمیشه بعد تلفنی حرف زدنمون که اومد پیشم. یه جا بند نمیشد فقط واس یه خوب شده اینقدر خوشحال شده بود اما من تا صبحم بگم خیلی خوب شده انگار نه انگار
خیلی ناراحتم
چرا به نظرتون