🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمیخواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمیدانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||
میگما نکنه ما بریم دنیا قشنگ شه !! آدمها تا سر حد مرگ از خود خسته ات میکنن🖤ترکت نمیکنند اما،مجبورت میکنند ترکشان کنی🖤آنگاه میشوی بنده ی سرتاپا خطاکار🖤 شروع رژیم ۶/۷/۱۴۰۳. وزن۸۴. تاریخ۲۳/۸/۱۴۰۳ وزن۷۸.💪 وزن هدف۶۰کیلو🤲 تاربخ۱۸/۱۰/۱۴۰۳ وزن ۷۴😁
مردم تو خاکسپاریت اگر بارون بیاد شرکت نمیکنن؛ پس اون جوری زندگی کن که حالتو خوب میکنه. بی خیال حرف و نگاه مردم 🌹🌹🌹🌹🌹دانی که چرا دار مکافات شدیم؟ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟کُشتیم خرد، دار زدیم دانش را دربند و اسیر صد خرافات شدیم!
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
چرا عزیزمتعریف کن شاید بغض تو گلوت ترکید و سبک تر شدی
اخه گریه برام خوب نیست
عمل کردم
🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمیخواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمیدانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||
میگما نکنه ما بریم دنیا قشنگ شه !! آدمها تا سر حد مرگ از خود خسته ات میکنن🖤ترکت نمیکنند اما،مجبورت میکنند ترکشان کنی🖤آنگاه میشوی بنده ی سرتاپا خطاکار🖤 شروع رژیم ۶/۷/۱۴۰۳. وزن۸۴. تاریخ۲۳/۸/۱۴۰۳ وزن۷۸.💪 وزن هدف۶۰کیلو🤲 تاربخ۱۸/۱۰/۱۴۰۳ وزن ۷۴😁
چرا روزات سیاهه ؟ باید دلیل داشته باشه . دلیلشو باید پیدا کنی و رفع کنی که دیگه احتیاجی به گریه کردن ...
نمیدونم یجورایی ربطش میدم به کائنات
از خانوادم بدم میاد رابطمون درست شدنی نیست
ادم خاصی تو زندگیم نیست حامی فقط حامی مالی دارم اونم محدود که خانوادن
نمیدونم کلا هیچی سرجاش نیست
🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمیخواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمیدانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||
🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمیخواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمیدانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||
میگما نکنه ما بریم دنیا قشنگ شه !! آدمها تا سر حد مرگ از خود خسته ات میکنن🖤ترکت نمیکنند اما،مجبورت میکنند ترکشان کنی🖤آنگاه میشوی بنده ی سرتاپا خطاکار🖤 شروع رژیم ۶/۷/۱۴۰۳. وزن۸۴. تاریخ۲۳/۸/۱۴۰۳ وزن۷۸.💪 وزن هدف۶۰کیلو🤲 تاربخ۱۸/۱۰/۱۴۰۳ وزن ۷۴😁
خوبه بازم باید حالت بهتر باشه کهخیلی ها آرزوشو دارن ولی نمیتونن عمل کنن
یه روز خودمم خیلی دوست داشتم عمل کنم ولی انقدر چیزای سنگین تری برام اتفاق افتاد دیگه کارا خوشحالم نمیکنه
🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمیخواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمیدانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||
نمیدونم یجورایی ربطش میدم به کائنات از خانوادم بدم میاد رابطمون درست شدنی نیستادم خاصی تو زندگیم نیس ...
میفهمم چی میگی . دلیل اصلی غم و غصه ت میدومی چیه ؟ مشگلاتی داری که این مشگلات حل نشده و همچنان برای مدت زیادی باقی مونده . ولی شک نداشته باش مشگلات ما هرچقدر حل نشدنی به نظر برسه باز هم یه راه حل داره .
یه روز خودمم خیلی دوست داشتم عمل کنم ولی انقدر چیزای سنگین تری برام اتفاق افتاد دیگه کارا خوشحالم نم ...
انشالله زندگیت رو براه بشه عزیزم
هممون مشکل داریم
فقط اینو میدونم هرچقدر مشکلات زیاد میشن صبر ماهم زیاد تر میشه
میگما نکنه ما بریم دنیا قشنگ شه !! آدمها تا سر حد مرگ از خود خسته ات میکنن🖤ترکت نمیکنند اما،مجبورت میکنند ترکشان کنی🖤آنگاه میشوی بنده ی سرتاپا خطاکار🖤 شروع رژیم ۶/۷/۱۴۰۳. وزن۸۴. تاریخ۲۳/۸/۱۴۰۳ وزن۷۸.💪 وزن هدف۶۰کیلو🤲 تاربخ۱۸/۱۰/۱۴۰۳ وزن ۷۴😁
یه روز خودمم خیلی دوست داشتم عمل کنم ولی انقدر چیزای سنگین تری برام اتفاق افتاد دیگه کارا خوشحالم نم ...
مشگلات همه مون شبیهه . مشگل شما هم اینه که ۲ تا مشگل و غم داری . دنبال راه حل برای اون ۲ تا مشگل هستی که دیگران ۴ تا مشگل دیگه به مشگلاتت اضافه میکنن . کمک نمیکنن ۲ تا مشگلت بشه ۱ مشگل . ۲ تا مشگلت رو تبدیل به ۵ تا مشگل میکنن . مشگل قبلی همینطوری باقی میمونه و کهنه میشه . در واقع مشگل اصلی ما اون ۲ تا مشگل قدیمی نیست . ما اونها رو خودمون میتونیم حل کنیم . مشگل واقعی همه مون آدمهای سمی هستن که درد رو درد ما میزارن . کمک نمیکنن درد آدم کم بشه . اصلا کمکشون تو سرشون بخوره . همین که دردسر جدید درست نکنن خودش کافیه . تو زندگی من که حقیقت اینه . آدمهای سمی درد رو دردم میزارن . بعدش به اشتباه باور میکنیم که اون ۲ تا مشگل اصلی قابل حل شدن نیستش . باور ما رو خراب میکنن . تو باور نکن که مشگلات زندگیت حل نمیشه . حقیقتو بدونی خیلی حالت خوب میشه . مشگلاتت حل شدنیه به شرطی که یا دیگران مانع تراشی نکنن یا از آدمای سمی دوری کنی .
🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمیخواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمیدانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||