اینایی که ازدواج میکنن و همه سختی رو به جون میخرن، واقعاً نمیفهمم چی تو ذهنشونه.
چی باعث میشه برن زیر بار قسط و قرض ، یا مثلا یه طبقه خونه باباشون خالیه زنشون نمیاد اونجا باید برن اجاره نشینی ، صبح تا شب سرکار هرچی میدوئن نمیرسن ، بعد فکر کنن قهرمان زندگیان؟
خونه باباشون چی نداشت که خودشونو بندازن وسط همچین فشار مالیای؟
یا مثلاً این پسرا که توی دیت ، هر دفعه دختر رو میبرن کافه و رستوران چرا نمیگن یه بار هم دختره یه چیزی درست کنه با خودش بیاره از خونشون یا چرا حداقل دنگشو نمیگیرن ؟
واقعاً چجوری حاضرن بار دختره رو هم بکشن وقتی حتی دختره براشون تره هم خورد نمیکنه
چی باعث میشه اینقدر احساس نیاز کنن که همه چی رو بپذیرن؟
که فقط رابطه رو نگه دارن؟
همه توقعات دخترو تحمل کنن و دم نزنن؟
مردای کمتوقع واقعاً اعصابم رو خورد میکنن...
میدونم ممکنه بعضیا ناراحت شن
ولی توی ۹۰ درصد مواقع، دقیقاً همین مردای سادهدل و کمتوقعان که آخرش بدترین ضربه رو میخورن...
بهتره بگیم خانمها جنبه کم توقعی آقایون رو ندارن