2777
2789
عنوان

بیاین بگید حق با کیه

179 بازدید | 17 پست

من خونه مامانم هستم خونه مامانم یه شهر دیگست یکساعت راهه 

 خواهرم باز خیلی ازما دورتره و دوماهی یکبار یا 50روز یکبار میاد 

خونه مامانم بودم دیشب شوهرم اومد اونجا ک خوب الکی الکی بی محلی کرد به من و دلیلشم گذاشت خستگی خودش صبح ک بیدارشدیم گفت پاشو بریم گفتم تا شب بمونیم دیگه اینا میرن تا یکی دوماه دیگه گفت نه من باید برم باشگاه 😔😔

ناهارم درست کرده بود مامانم نموند بخوریم گفت نه باید بریم 

منم الان باهاش قهر کردم و رسیدم خونه گفت ناهار درست کن از باشگاه میام بخورم گفتم به من چ 

غذا از بیرون سفارش دادم با بچه هام خوردیم 

برا اون نگرفتم بهشم پیام دادم وقتیدففط به فکر خودتی و به من فکر نمیکنی منم ازاین ب بعد مثل تو میشم 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

اونم زنگ زد و شروع کرد داد زدن ک چرا الکی دعوا درست میکنی تو داری باز الکی شروع میکنی و کلی چرت وپرت گفت بهم

خیلی ناراحتم ازدستش😔

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خب باشگاه داشته چیکار میکرد نمیرفت ؟؟؟

باشگاهشو یروز نره آسمون به زمین میاد

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
شما مقصری خب طرف خونه خودش راحت تره چطور ناهار رو از همسرت دریغ کردیتو فرصت بهتری باهاش حرف میزدی چق ...

چ مقصری واقعا 

اون ازدیشب جلو جمع منوضایع کرد و بهم بی محلی کرد 

ورزشگار حرفه ای نیست ک درهفته یکی دوروز میره میذاشت یروز دیگه میرفت

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
حق که با شوهرته اون به فکر کار و ورزشه شما به فکر شکم و خوش گذرانی

نه عزیزم اون به فکر خودشه فقط 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
شما میموندی شوهرت می فت میومد دنبالتون.سر هیچ و پوچ چرا اوقات همو تلخ میکنین

مامانمم قراربود با خواهرم اینا بره باید برمیگشتم چندساعت بیشتر میموند گقتم حداقل بیا ناهار بخوریم بعد بریم نیومد کلا تو اتاق بود بیرون نیومد مثل یچه ها ازاولش خودشو گرفته بود

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
خب شما مبموندی خونه مامانت شوهرت میرفت بعد شب میومد

اون اگه میخواست همون شهر میرفت باشگاه اوقات منم تلخ نمیکرد ازعمد حرصمو درمیاره میدونست دوس دارم پیش خواهرم بمونم

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
چ مقصری واقعا اون ازدیشب جلو جمع منوضایع کرد و بهم بی محلی کرد ورزشگار حرفه ای نیست ک درهفته یکی دور ...

دیگه نظر خواستی عزیزم از دید من این طور بود شما کشش دادی شما خونه پدرت راحتی ایشون راحت نبوده گفته بریم

گروه آبی 💙 ( 

نمی دونم البته از روی این ۴ خط که شما نوشتی که من نمی تونم واقعا قضاوت درستی بکنم

توقع زیادیه بعد دوماه خواهرم اومده چندساعت بیشتر پیشش بمونم ؟ خب باشگاهشو نره کسی با یروز باشگاه نرفتن روتین ورزشیش بهم نخورده

گفته بودی که چرا محو تماشای منی، آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی، مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792