امشب مامانم اینارو شام دعوت کردم خونمون،از ظهر همش سرپا بودم،فسنجون درست کردم و مخلفات واینا
مامانم و بابام بودن با خواهرم که کوچیکتر از منه و مجرد
سرسفره انقد خواهرم از فسنجونم ایراد گرفت که،واقعا ناراحت شدم
درسته دستپخت خواهرم خوبه خیلی ولی منم به گفته بقیه دستپختم خوبه،یعنی سر سفره همه یه عالمه خوردن و هیچ ایرادی نگرفتن خواهرم خورد و هی ایراد گرفت
واقعا ناراحتم،اخه خیلی زحمت کشیده بودم