2777
2789

سلام دوستان عزیز نی نی سایتی

گاهی توی پیامهایی که لطف می کنین و برام میفرستین می بینم یه مشکلی که هست اینه که:

من زندگی خوبی ندارم.
شوهرم بد دهنه، بی‌محبته، اصلاً من رو نمی‌فهمه یا من رو رک نمی کنه.
اصلاً نمی‌تونم تمرکز کنم، نمی‌تونم رو خودم کار کنم، چون ذهنم همیشه درگیره.
اصلاً توی این شرایط، آدم چطور می‌تونه مثبت باشه یا چیزی رو تغییر بده؟


دوست من

دقیقا درست می گی چون:
وقتی هر روز با تحقیر، ترس، بی‌توجهی یا دعوا بیدار می‌شی، چطور می‌شه آروم نشست و به رشد فردی یا آرامش فکر کرد؟
کاملاً طبیعیه که اولویت ذهن آدم بشه: فقط زنده بمونم، فقط اینو تحمل کنم، فقط یه روز دیگه تموم شه. یا مثالا به خودت بگی:

کاش مرده بودم و این روزا رو نمی دیدم.

می خوام خودکشی کنم.


اما یه سوال...

اگر همین‌طوری ادامه بدی، آیا چیزی واقعاً بهتر می‌شه؟
یا فقط خسته‌تر، تلخ‌تر و بی‌امیدتر می‌شی؟


دوست خوبم

اگه هر روز  درب یه خونه رو بزنی، هر روز فقط همون درب باز میشه.

اگه هر روز یه راه رو بری، هر روز فقط به یه مقصد تکراری می رسی.

اگه هر روز فقط یه زندگی رو زندگی کنی، هر روز فقط داری همون زندگی تکراری و نکبت بار رو زندگی می کنی.


حاللا:

اگه می خوای یه درب دیگه باز بشه...

اگه می خوای یه جای جدید و تازه رو ببینی...

اگه می خوای شکل زندگیت عوض بشه...


باید یه درب دیگه رو بزنی

باید یه مسیر دیگه رو بری

باید یه جور دیگه زندگی کنی

متوجه ای بزرگوار؟


گاهی ما فکر می‌کنیم برای کار روی خودمون، باید شرایط عالی باشه:
همسر مهربون،

 خونه آروم،

 زمان آزاد،

 پول کافی،

حمایت عاطفی...


دوست من

 اگه همه اینا بود، دیگه تو حتی فکر تغییر هم نداشتی چه برسه به این که بخوای عمل کنی.


دوست عزیزم

واقعیت اینه که تغییر از دل همین بدبختی های ظاهری شروع می‌شه.
از همون وقتی که می‌گی: دیگه نمی‌خوام قربانی باشم.
از همون لحظه‌ای که می‌نویسی: من چی می‌خوام؟ من کی‌ام؟ من چی‌کار می‌تونم بکنم؟


شاید الان نتونی خونه‌ات رو عوض کنی.
شاید شوهرت، سال‌هاست همین‌طوره و تغییر نمی‌کنه.
اما تو هنوز قدرت انتخاب‌های کوچیک رو داری.


چیکار کنی؟

می‌تونی روزی ۵ دقیقه برای خودت بنویسی. ( اگه چیزیز به فکرت نمیاد چرت و پرت بنویس، فقط بنویس )

می‌تونی یه فایل صوتی خوب گوش بدی.

می‌تونی یه جمله‌ی مثبت رو هی تکرار کنی، تا جای افکار سمی بشینه.

می‌تونی یاد بگیری چطور توی رابطه‌ی سمی، خودت رو نبازی.

می‌تونی از یه جایی یا کسی کمک بگیری.

می‌تونی بگی: من مهمم. حتی اگه هیچ‌کس دیگه نفهمه. اگه همسرم نفهمه. اگه خانواده م نفهمن.


دوست خوبم

کار روی خودت، یعنی توی بدترین شرایط، یه ذره از خودت رو نجات بدی.
نه برای همسر. نه برای آینده.

فقط برای اینکه دیگه هی نگی هیچ کاری ازم برنمیاد.


حالا دوست دارم از تو بشنوم:

بی تفاوت نباش و چیزی بنویس و بذار جریان تغییر از همینجا برات شروع شه.
تو توی چه شرایطی هستی؟
چی یا چه فکری نمیذاره روی خودت کار کنی؟
آیا تجربه‌ای داشتی که حتی توی شرایط سخت، یه تغییر کوچیک درون خودت ایجاد کرده باشی؟


با احترام

سلام خدمت شما.


ممنون از تاپیکهای پرمحتوا و هدایت کننده و آرامش بخشتون، سوالایی ک میپرسین یک آن باعث میشه آدم در درونش طوفانی از آشوب به پا بشه ولی وقتی کلامتون رو ادامه میدین و راه برون رفت رو هم ترسیم میکنین اون آشوب ب آرامش تبدیل میشه.



من زندگی خیلی سختی داشتم، پر از چالش و یاس و ناامیدی و مورد تحقیر و آزار و انتقاد و بی مهری واقع شدن، میتونم بگم من از همون بچگی افسردگی  و ضعف تماااااام وجودم رو در بر گرفت، نوجوون ک شدم برای نجات خودم اقدام کردم ولی کوبنده تر از قبل سرکوب شدم، دو تا رابطه عاطفی جدی داشتم ک دوتاش شکست خورد، اون هم ب بدترین شکل ممکن، بار سوم با ی آقای نسبتا محترم آشنا شدم ک دیدم بازهم دارم همون مسائل قبلی رو تجربه میکنم و این ب شدت برام دردناک بود،اونجا دلایل کافی برای قربانی بودن و رنج کشیدن داشتم ولی ب خودم اومدم ، ترجیح دادم ب جای اینکه تا آخر بجنگم برای دوست داشته شدن و ب بدترین شکل ممکن ببازم، همین اول راه خودم پایانی ک در انتظارم هست رو پیش بینی کنم و انصراف بدم و بکشم کنار، از روزی ک خودم داوطلب شدم ک از اون آقا فاصله بگیرم و ب جاش رو خودم و باورهام کار کنم، ب جاش زخمهای عمییییق خودم رو شفا بدم ، ب خودم عشق بدم، خدا هم کمکم کرد و حالم از تمام جهت ها رو ب بهبوده،تو این مدت هم خیلی سختی کشیدم ولی ب خودم اجازه ندادم همون زندگی نکبت بار رو مجدد تجربه کنم، تااازه داره مفاهیمی ب اسم خوددوستی، خودمراقبتی، احترام ب خود، غرور سالم  و این قبیل مفاهیم در ذهنم شکل میگیره.


کار کردن روی رشد درونی ب بزرگترین و دوست داشتنی ترین هدف زندگیم تبدیل شده، من کسی رو ندارم ک باهاش صحبت کنم ، هیچ همراهی در این مسیر ندارم، و خودم نقش ی مربی رو دارم برای خودم ایفا میکنم، چیزی حدود ۵۰۰ ساعت ویس تا حالا برای خودم گرفتم و با خودم حرف زدم ، حدود ۷۰۰ برگه نوت برای خودم نوشتم و مدام در حال یادآوری ب خودم هستم ک ب زندگی قبل برنگردم.

۳۲ سال منتظر موندم یکی از بیرون بیاد و بهم عشق بده، دوسم بداره ، ولی هیچکس نبود، دوست داشتن خودم سختترین کاری بود ک باید انجام میدادم، چون این همون دختری بود ک از جانب مادرش، پدرش، برادرهاش، و حتی بقیه، همیشه مورد بی مهری و آزار و تحقیر و شکنجه واقع شده بود....

چقدر باور ب اینکه ارزشمندم سخخخخخخخخت بود ،ولی من ب لطف خدا آموختم ک ذهنم چگونه کار میکنه و از قابلیت ذهنم در جهت حمایت و مراقبت و ارتقای خودم دارم بهره میبرم، امیدوارم خداوند آدمهای روشن ضمیر و روشن دلی چون شما رو ک بی منت بذر آگاهی رو ب دیگران میبخشین در پناه خودش محفوظ نگه داره و سرفراز و مانا باشین✨🌷

تا ابد و یک روز دیگر هم ، داشتن "اصالت و اخلاق" برای آدمی دمده نمیشه☕/ واقع بین و حقیقت گرا/ نه طرفدار حقوق زنانم و نه طرفدار حقوق مردان، فقط طرفدار سرسخت عدالتم😊

سلام خدمت شما.ممنون از تاپیکهای پرمحتوا و هدایت کننده و آرامش بخشتون، سوالایی ک میپرسین یک آن باعث م ...

عرض سلام و احترام دارم دوست عزیزم

اول ازت تشکر می کنم بخاطر لطفی که به من داری، چون این چنین الطافی از طرف شما بزرگواران، و این بازخوردها، به من این انرژی و انگیزه رو میده که با شوق بیشتری اینجا باشم.

دوم تشکر می کنم بخاطر شجاعتت برای اینکه تونستی از اون همه مشکل ( که میدونم اینایی که نوشتی فقط قطره ای از دریای مشکلاتت بود ) خودت رو به تنهایی نجات بدی. و هزاران آفرین می گم.

و سوم تشکر می کنم که وقت گذاشتی و این تجربیات خوبت رو با همه ما خواننده ها به اشتراک گذاشتی.

واقعا برای من باعث افتخاره که با چنین بزرگانی چون شما هم راه هستم.

براتون شادی، سلامتی، آرامش و ثروت روزافزون و همچنین موفقیت در همه زمینه های زندگی آرزومندم.



یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

عرض سلام و احترام دارم دوست عزیزماول ازت تشکر می کنم بخاطر لطفی که به من داری، چون این چنین الطافی ا ...

میدونین جناب یافتیان؟
برای کسی ک درد کشیده ، رنج کشیده، تحقیر و لگدمال شده، هیچ چیز وحشتناک تر و ترسناک تر و شرم آور تر از این نیس ک از دردها و رنجهاش سخن بگه و درک نشه، قضاوت بشه، از بالا ب پایین بهش نگاه بشه...
روح بزرگ شما، شخصیت عمییییق و بزرگوار شما، و درک و فهم و شعورتون، بعد از ۳۲ سال ، بزرگشترین وحشت منو سربه نیست میکنه، ترس از  مورد تمسخر واقع شدن رو در خیالاتم برای همیشه گم و گور میکنه.
من ۳۲ سال انتظار کشیدم برای فهمیده شدن ، درک شدن، و فقط ذره ای همدلی، ولی نیافتم، این هرگز اغراق آمیز نخواهد بود اگر ب شما بگم ک شما اولین کسی هستین ک نمیدونم از چند هزار کیلومتر اون طرف تر ، ب من اطمینان درک شدن و فهمیده شدن رو دادین.

ی جمله هست ک میگه: برای کسی ک میفهمد هیچ توضیحی لازم نیس، و برای کسی ک نمیفهمد تمام توضیحات اضافه اند!
از خدا ممنونم ک انسانهای شریف و بزرگوار و ارجمند و سالمی چون شما هنوز هم وجود دارن و میتونن دیگران رو از فیض وجود ارزشمندشون بهره مند کنن.
آرزوی سعادت شما رو در دنیا و آخرت  دارم✨🌺

تا ابد و یک روز دیگر هم ، داشتن "اصالت و اخلاق" برای آدمی دمده نمیشه☕/ واقع بین و حقیقت گرا/ نه طرفدار حقوق زنانم و نه طرفدار حقوق مردان، فقط طرفدار سرسخت عدالتم😊

میدونین جناب یافتیان؟برای کسی ک درد کشیده ، رنج کشیده، تحقیر و لگدمال شده، هیچ چیز وحشتناک تر و ترسن ...

بزرگوارید دوست عزیز

این لطف خداست نسبت به شما، که دوستتون داره و شما رو در مسیر واقعی خودتون قرار داده.

من مطمئنا فقط یه وسیله ام که فردا روزی دیگه نیستم.

مهم شمایید که به خوبی های خودتون باور دارید و تلاش می کنید.

بازم ممنونم از شما

موفق باشید


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز