سلام دوستان عزیز نی نی سایتی
گاهی توی پیامهایی که لطف می کنین و برام میفرستین می بینم یه مشکلی که هست اینه که:
من زندگی خوبی ندارم.
شوهرم بد دهنه، بیمحبته، اصلاً من رو نمیفهمه یا من رو رک نمی کنه.
اصلاً نمیتونم تمرکز کنم، نمیتونم رو خودم کار کنم، چون ذهنم همیشه درگیره.
اصلاً توی این شرایط، آدم چطور میتونه مثبت باشه یا چیزی رو تغییر بده؟
دوست من
دقیقا درست می گی چون:
وقتی هر روز با تحقیر، ترس، بیتوجهی یا دعوا بیدار میشی، چطور میشه آروم نشست و به رشد فردی یا آرامش فکر کرد؟
کاملاً طبیعیه که اولویت ذهن آدم بشه: فقط زنده بمونم، فقط اینو تحمل کنم، فقط یه روز دیگه تموم شه. یا مثالا به خودت بگی:
کاش مرده بودم و این روزا رو نمی دیدم.
می خوام خودکشی کنم.
اما یه سوال...
اگر همینطوری ادامه بدی، آیا چیزی واقعاً بهتر میشه؟
یا فقط خستهتر، تلختر و بیامیدتر میشی؟
دوست خوبم
اگه هر روز درب یه خونه رو بزنی، هر روز فقط همون درب باز میشه.
اگه هر روز یه راه رو بری، هر روز فقط به یه مقصد تکراری می رسی.
اگه هر روز فقط یه زندگی رو زندگی کنی، هر روز فقط داری همون زندگی تکراری و نکبت بار رو زندگی می کنی.
حاللا:
اگه می خوای یه درب دیگه باز بشه...
اگه می خوای یه جای جدید و تازه رو ببینی...
اگه می خوای شکل زندگیت عوض بشه...
باید یه درب دیگه رو بزنی
باید یه مسیر دیگه رو بری
باید یه جور دیگه زندگی کنی
متوجه ای بزرگوار؟
گاهی ما فکر میکنیم برای کار روی خودمون، باید شرایط عالی باشه:
همسر مهربون،
خونه آروم،
زمان آزاد،
پول کافی،
حمایت عاطفی...
دوست من
اگه همه اینا بود، دیگه تو حتی فکر تغییر هم نداشتی چه برسه به این که بخوای عمل کنی.
دوست عزیزم
واقعیت اینه که تغییر از دل همین بدبختی های ظاهری شروع میشه.
از همون وقتی که میگی: دیگه نمیخوام قربانی باشم.
از همون لحظهای که مینویسی: من چی میخوام؟ من کیام؟ من چیکار میتونم بکنم؟
شاید الان نتونی خونهات رو عوض کنی.
شاید شوهرت، سالهاست همینطوره و تغییر نمیکنه.
اما تو هنوز قدرت انتخابهای کوچیک رو داری.
چیکار کنی؟
میتونی روزی ۵ دقیقه برای خودت بنویسی. ( اگه چیزیز به فکرت نمیاد چرت و پرت بنویس، فقط بنویس )
میتونی یه فایل صوتی خوب گوش بدی.
میتونی یه جملهی مثبت رو هی تکرار کنی، تا جای افکار سمی بشینه.
میتونی یاد بگیری چطور توی رابطهی سمی، خودت رو نبازی.
میتونی از یه جایی یا کسی کمک بگیری.
میتونی بگی: من مهمم. حتی اگه هیچکس دیگه نفهمه. اگه همسرم نفهمه. اگه خانواده م نفهمن.
دوست خوبم
کار روی خودت، یعنی توی بدترین شرایط، یه ذره از خودت رو نجات بدی.
نه برای همسر. نه برای آینده.
فقط برای اینکه دیگه هی نگی هیچ کاری ازم برنمیاد.
حالا دوست دارم از تو بشنوم:
بی تفاوت نباش و چیزی بنویس و بذار جریان تغییر از همینجا برات شروع شه.
تو توی چه شرایطی هستی؟
چی یا چه فکری نمیذاره روی خودت کار کنی؟
آیا تجربهای داشتی که حتی توی شرایط سخت، یه تغییر کوچیک درون خودت ایجاد کرده باشی؟
با احترام