خیلی مختصر بخوام بگم من از سال ها قبل ک سنم کم بود رویای وکیل شدن و مستقل شدن داشتم الان ۲۳ سالمه و لیسانسمو گرفتم و برای آزمون وکالت میخونم منتها مشکل اینه که من اصلا اونجوری که در ظاهر نشون میدم نیستم ظاهرا قوی و خود کفا و عاشق درس و شاغل شدن ینی خانوادم و همه یه تصور اینجوری دارن ولی خودم خوب میدونم که اصلا باطنم چنین چیزی رو نمیپذیره من دوس ندارم شاغل بشم اونم وکالت اصلا فقط بخاطر حرف خانواده و اقوام که دیدین آخرش همون ک میخواستم شد .. ولی خودم خوب میدونم که اصلا چنین چیزی رو نمیخوام توروخدا نخدین بهم ولی من دوس دارم ازدواج کنم تو همین سن و سال پایین مادر یه دختر بشم و خانم خونه خودم دلم یه زندگی آروم اینجوری میخواد مامانم خواستگارامو نمیگه به من .. این تصورو ازم دارن که عشق درسو کارم دوس دارن کار کنم و تو سن بالا ازدواج کنم
واقعا دارم عذاب میکشم از این دوگانگی خسته شدم حتی تمرکز برای خوندن آزمون ندارم همش حس میکنم زندگیمو باختم و از همه چی عقب افتادم واقعا آرزوی مرگ میکنم
من اصلا اونجور که نشون میدم نیستم نمیدونم چرا مسیر زندگیم اینجوری شده اصلا نمیدونم قراره چی بشه
خیلی حالم بده