2777
2789

از صبحش باهم صحبت کرده بودیم که شب ساعت نه من برم سینما (خودش خیلی علاقه نداره و میگه فیلم دیدن خوابیده حال میده) گفتم پس من اشکال نداره برم 

پیر پسر سه ساعته یعنی تا دوازده بیست دقیقه بود 

گفت برو ( نه با خوبی گفت نه با بدی ) 

سینما هم خیابون بالاییه ما هست و من با ماشین رفتم 

ایشونم با پسرم دم غروب رفت بیرون و پارک یه سر رفت خونه مامانش 

و منم هشت و نیم آماده شدم رفتم 

بهش گفتم ساعت دوازده بیا دم سینما دنبالم پشت سر هم بیایم اون موقع ممکنه خطرناک باشه گفت باشه 

من اومدم از سینما بیرون دیدم نیومده 

خیلی خیلی هم سینما شلوغ بود دیدم مردم همه دارن میرن و نترسیدم رفتم خونه زنگ زد کجایی با لحن بد 

گفتم اومدم خونه دیدم نیستی 

اومد خونه قیافه ی تو هم اعصاب خراب 

کفتم چیه خودت اجازه دادی برم گفت حرف نزن ک دندون هات خرد میکنم کثافت اشغال خاک برسر من ک زنم تا ساعت دوازده شب باید بیرون ول باشه 

گفتم خب خودت اجازه دادی گفت مگه چاره دیگه ای هم داشتم توی کثافت پاتو کرذی توی ی کفش ک میخوام برم برم عوضی الهی بمیری با اون لباس پوشیدنت 

مگه عروسی میخواستی بری 

لباسم چیز خاصی نبود فقط شلوارم واید لگ بود 

ببین خلاصه خیلی حرفمون شد یکی اون گفت یکی من 

رفتم توی اتاق محلش ندادم 

ب نظر شما حق با کی هست ؟؟؟ 

رفتارت خوب نبوده 

سانس روز میگرفتی میرفتی

لایک نکنید لطفاً✨☘️    یک عدد مترجم آزاد ☘️کاری داشتید خوشحال میشم انجام بدم.                          پیـشتم نباشم ، پـیشته حواسم!  احسان من   دوستت دارم ❤️🌱   🌷🍁❤️ اگر خوشحالی پیشش، کافیه برات!♥️💯✨به آرزوهام قول رسیدن دادم!✨✨✨

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792