نادر رو ساواک کشت تو خونه زن نجات
و مهران مدیری از اونجا فرار کرد
شیرین رو اون مو فرفری هل داد چون نگران امیر بود و مرد
امیر هم وقتی دید شیرین مرد تو آب خفه کرد خودشو
نجات و هما هم زندن
نازنین بیات هم زنده موند ولی فهمید نادر مرده
اون کله فر بهش گفت
اون مرد ساواک صابر ابره چیه مرد کاری کرد امیر بکشتش
امیر بلوا راه انداخت تو کارخونه کارگرا ریختن تو خونه نجات
کارگرا به خاطر حزب کمونیستی که توشون بود پریدن به نجات چون میگفتن چرا تو خوشبختی من بدبخت