دارم خل میشم من بنا به دلایلی و دعوا های بدی که داشتم گفتم باید برم تکلیف شوهرمو معلوم کنم قهر کردم اومدم خونه بابام که بیاد دنبالم نازم رو بکش من چند تا شرط بزارم و بترسونمش
نگو اصلا براش مهم نیست روزی که رفتم فقط پیامک داد که
فکر کردی بری من میام نازتو میکشم یه فحشم داد گفت کی ر مم نیست که رفتی همونجا باشی بهتره
سین نزدم صفحه بالا گوشی رو دیدم متوجه شدم
الان دیدم استوری گذاشته با دوستاش رفته ترکیه کدوم شهرشو نمیدونم با یکی از دوستاش که اسمش حسینه و از هیز ترین و دختر باز ترین افرادی هست که دیدم کنارشون پر ادم بود بعد ۲ تا از گارسون های خانم که با لباس زیر بودن یکی کنار شوهرم یکی کنار حسین بود
من الان گریه هام تموم شد تاپیک دارم میزارم ببینم مشاورتون و نظرتون چیه
دارم نابود میشم چقدر من بدبختم من شوهرمو میشناسم ۲ روز رابطه جن سی نداشته باشه خل میشه مطمعنم با اون رفیقش اون زن های تن فروش هتل های ترکیه رو رابطه برقرار کرده
من خونه بابام گریه و خاری و ذلت اون ترکیه عشق و حال
چیکار کنم