من استراحت مطلق شدم مامانم یکماه پرستاری ازم میکنه ، همش میگه کاش زودتر بگذره ، یکم برنامه ت عوض کن شب تا دیر وقت بیدار نمون صبح زود بیدار بشیم من برنامه زندگیم بهم ریخته ، من خودم الان همش احساس گناه میکنم که مزاحمشم اما وقتی اینجوری میگه واقعا دارم دیونه میشم چی بهش بگم که دیگه پرستاریم نکنه هم اینکه من ناراحتش نکنم آجر این مدت پرستاری کردنش زیر سوال نره ،خیلی حالم بده خیلی افسردگی گرفتم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب یکم همراهی کن .بعدشم دیگ اینجور مواقع مامانا میان کمک
اگ همسرت تایم کاریش ی جوریه ک میتونه کمک کنه بعضی روزا بگین مامانت برن خونشون
مادر شدن مثه آتو دادن به دنیاست، همیشه استرس داری همیشه نگرانشی .پسر قشنگم از وقتی اومدی هر روز مامانی بهاره😍.مادر بودن حس عجیب و خاصیست. احساس میکنم قلبم جایی بیرون از سینه میتپد. پسرم، مرد کوچکم، جهان برای من در تو خلاصه میشود💙💙💙 پسرم آرام دوستت خواهم داشت طوریکه هیچکس به جز خودت این حس مرا درک نخواهد کرد💙