اونایی که تو تاپیک هام بودن میدونن چی شده قضیه کلا چیه
حالا تا خود الان خیلی غصه خوردم ولی دیگه تنها چیزی که آرومم میکنه سر کشیه
میخوام تا اون برمیگرده ما بریم یجایی
به مامانم میگم خرج سفرمون بده ولی خب راه طولانیه با اتوبوس از هواپیما هم میترسم
خطر داره
آخه چیکار کنم نمیتونم شوهرمو هیچ جوره ببخشم اصلا وابدا
و مجبورم میکنن به ادامه زندگی باهاش
برم بگم دلیل طلاقم چیه الکی میگن شرایطش نداشت ببریم حسودی فلانه همه کاسه کوزه ها میشکنه سر من بدبخت