2777
2789

شوهر من سی سالگی با من ازدواج کرده و قبل من حلال مشکلات همه بوده...از مالی و مهنوی بگیر تا مشاوره و هرچی بگی...

وقتی خواست با من ازدواج کنه هنوز خانوادش منو ندیده عزا گرفته بودن که نکنه محبتت نسبت به ما کم شه

حالا که به خاطر مشغله کاری بخدا هیچ نمیرسه به من کمک کنه همه شدیدا از من متنفرن که زنش عوضش کرد...خیای وقتها هم بهشون گفتم اگه کمکتون نمیکنی از لحاظ معنوی من هیچ کارم....ولی دروغ چرا از لحاظ مالی باهاش دعوا کردم که من حقمو حلال نمیکنم، تو با وجود اینکه درامد خواهر و برادر و مادر پدرت بالاست بازم داری بهشون پول میدی.

حالا من با این همه نفرت چیکار کنم. رسما منتظرن یا من بمیرم یا طلاق بگیرم...حتی انقدر پررو هستن هرسال تابستون به شوهرم میگن خب به زنت بگو بره یه ماه بمونه خونه باباش

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

نفرت دارن که دارن به جهنم چه حوصله ای داری، که به این چیزا اصلا فکر میکنی حالا دوستت داشتن هرروز میومدن پیشتون زحمت و دردسر براتون داشتن  خوب بود؟ بدار متنفر باشن اصلا نزدیکتم نشن،  اصلا اهمیت نده بیخیال

خدایا ازت ممنونم که همیشه هوامو داشتی و داری 
خواهر انقدرررر نشستن حرص منپ خوردن تا پارسال توده تو شکمم رشد کرد...خووشحال شدن

ببین حرص نخور ولشون کن اگه هم خدای ناکرده مشکلی یا اتفاقی برات پیش اومد نذار بفهمن حتی شده ظاهری انقد شاد و سرحال باش بذار از شدت سوزش و حسادت بترکن نه اینکه خوشحال شن

خدایا ازت ممنونم که همیشه هوامو داشتی و داری 
کاش مادرایی که نمیتونن پسراشون شریک شن نازا بشن، بدرک اهمیت نده، هرچی میگن بگو به من ربطی نداره خودت ...

جذب که نمیشه تا همین پارسال کم مونده بود طلاقم بده...جیک و پوک زندگیم و به مامانش میگفت....اونام قشنگ سواستفاده میکردن...انقدررر آرزوی نبودن منو کردن که یه تمور تو شکمم درومد با بدبختی عمل کردم رحمم رو هم برداشتم....با اسنکه گفته بودن احتمالا بدخیم باشه شوهرم و مادرش میگفتن برو بمون خونه بابات مامانت بهت برسه

ببین حرص نخور ولشون کن اگه هم خدای ناکرده مشکلی یا اتفاقی برات پیش اومد نذار بفهمن حتی شده ظاهری انق ...

شوهر دهن لق بیشعورم به پاش افتادم که توروخدا نگو من مریضم من دوست ندارم بدونن ولی مردو زنده شد نتونست جلو خودشو بگیره

نفرت دارن که دارن به جهنم چه حوصله ای داری، که به این چیزا اصلا فکر میکنی حالا دوستت داشتن هرروز میو ...

کاش نزدیک نمیشدن...منتظرن مادرم یا خواهرم یه روز بیاد خونمون اونام میان میمونن نمیرن....یا همش به شوهرم میگن اینو بخر اونو بخر .مارو ببر مسافرت

شوهر دهن لق بیشعورم به پاش افتادم که توروخدا نگو من مریضم من دوست ندارم بدونن ولی مردو زنده شد نتونس ...

ای وااای درکت میکنم حق داری هرچیه اول تقصیر شوهره. خب نهایتا سعی کن کمتر رفت و امد کنی با خونوادش اگه هم که رابطتون قطعه چه بهتر. بعدم بهشون فکر نکن حرص نخور.  همین فکرا و ناراحتیا پدر ادمو درمیارن. از لج اونا هم که شده مراقب سلامتیت باش 

خدایا ازت ممنونم که همیشه هوامو داشتی و داری 
ای وااای درکت میکنم حق داری هرچیه اول تقصیر شوهره. خب نهایتا سعی کن کمتر رفت و امد کنی با خونوادش اگ ...

 کلا باهاشون قطع کردیم ولی به زور قصد دارن با شوهرم دوست بشن....و یا همش دنبال اینن بفهمن کجاییم کی خونمونه چیکار میکنیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز