2777
2789

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

نه بابا یه دختر  تخیلی   بودم ک با عروسکام بازی میکردم براشون غصه و شعر میکفتم حسابی ذهن متخیل داشتم 😑 همش برا داداشم ک کوچیکتر بود و دخار داییم و بقیه ک کوچکتر بودن غصه میگفتم با نیم وجب سنم و تازه شخصیت داستانامم اسم همون بچهای اطرافم میزاشتم   

خیلی مظلوم بودم و وسواسی رو غذام  و عروسکام     جوری ک داداشای بزرگم میخواستن حرسم بدن عروسکامو بر میداشتن  یا مخصوصا با پاندام ک خیلی دوسش داشتم فوتبال بازی میکردن 

شخصیت خیلی تهی ای داشتم  ولی  خیلی  دوست داشتم تو بقل بابام بخوابم یا  بقلم کنه نازم کنه      یا بین بابا مامانم بخوابم   ولی هررررگززززز     تجربه نشد برام   یه بار  یادمه   تو خواب بابام بوسم کرد   یعنی تا صبح   از خشحالی    گریه کردم با اینکه شاید  ۹ سالم بود !    من حسرت خیییلی  چیزارو کشیدم   

نقاشیم  خیلی خوب بود  


نه بابا یه دختر تخیلی بودم ک با عروسکام بازی میکردم براشون غصه و شعر میکفتم حسابی ذهن متخیل داشتم ...

عین من بودی خواهر منم تخیلات قوی داشتم کل بچه های فامیل عاشق این بودن من داستان درس کنم و باهم خاله بازی کنیم معلم بازی خیلی دوس داشتم واقعا شیطونترین بچه های فامیلو جمع میکردم اروم دست به سینه مدیریتشون میکردم کم و بیش بازی با توپ و دوچرخه سواری ام میکردم کوچه عاشق مجریگری بودم مدرسه درسخون باهوش بودم ولی دبیرستان به بعد دیگه شل شدم علاقه م کم شد به درس 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   moeinipoor  |  12 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  12 ساعت پیش