2777
2789
عنوان

پدر سمی 💔حق با کیه

99 بازدید | 9 پست

داستان از این قراره کنار این همه بدبختی یه روز که رفتم خونه بابام اینها متاسفانه شنیدم بابای گوشیم و تحت تاثیر قرار بگیرم با عموم و داییم بسیار بسیار رفیق شده اونها خیلی وضعیت مالیشون توپ وعالییه بابام هم جدیدا راهش انداختم و خلاصه بفکر سرمایه گذاری پول و شیک کردن اسباب خونه افتاده وخلاصه خیلی خونه اشون رو با سلیقه من لوکس کرده بماند که چقدر عموم میخواست مانع بشه و هردفعه یه سنگ مینداخت و نظر بابام رو عوض میکرد منم چون میدونستم از حسادته نذاشتم به هدفش برسه همیشه میخاد بابای من زیر دستش باشه خلاصه که موضوع از این قراره چند مدت قبل بابام بهم گفت مثل بچه های مردم برام خونه خریدین زندگی ساختین با اینکه من خدایی خیلی هواش رو داشتم و من واقعا دلم شکست با حقوق خودم براشون میز خریدم مبل اقساطی پول اولش رو دادم بعد بهم برگردوندن الان میگم اشتباه کردم کاش طلا برای خودم پس انداز کرده بودم و خلاصه بعدا از دهنش دراومد که عموم و داییم پرش کردن و اونها گفتن بچه هامون کمکمون کردن ما به اینجا رسیدیم با اینکه بابای من کارگر بوده و اونها شاغل نه تنها خودشون بلکه همسرشون هم شاغل بودن و خلاصه این دوتا دارن دخالت میکنن شدید بابای ساده ی من هم باور میکنه و جالب اینه به بچه هاشون خونه دادن ماشین دادن لوکس ترین عروسی ها بعد به ما که میرسه میگن بچه به درد چی میخوره به بچه نباید رسید نباید کمکشون کرد خب یکی نیست بچه لامصب کمک میکنی به بچه ات یا نه به من یا دیگران چه ،هب حداقل دخالت توی زندگی دیگران نکن واقعا برای همه از آسمون به زمین میباره برای من برعکسه کجا دختر خونه برای باباش خریده که من دومی باشم واقعا خاک توسره محبت هام به هرکس محبت کردم ضرر دیدم من چقدر برای بابام تلاش کردم ولی بازم حرف راست رو از دروغ این دونفر تشخیص نمیده با این سن وسالش شما هم دارید چنین موردی ؟میشه راهنمایی کنید چکار کنم و چی بگم واقعا فشار روم هست آدمی هم بودم هواشون نداشتم یه چیزی 

بیچاره مامانم هم داغونه از صبح تاشب مقایسه میکنه بابام هی میگه من یه نفرم و کار میکنم بقیه زن هاشون کارمند هستن من اجبارش کردم وام گرفت ۲۰۰ تومن دادیم طلا طلا گرمی ۴ بود هرروز به مامان بیچاره ام‌میگفت حالا سود کردین با دخترتون حالا معامله کردین تا اینکه ما سه روزه فروختیمش افکار پوسیده داره ایقدر التماسش کردم ماشین بهتر بخر گفت چهار چرخ چهارچرخه چه فرق داره همین ماشینم عالیه اگر عوض کرده بود کلی سود میکرد خلاصه که حالا هم چت کرده خونه میخرن مردم برای پدرشون منم به شوخی گفتم کجا دوست داری تا محیا بشم بخرم اپل برای شما میخرم بعد برای خودم 🥲

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

میدونی دوستی ،ناراحت از اینم بابام هیچ‌وقت اینجوری نبود این دونفر تاثیر شگرفی روش گذاشتن

ببين به اونم كاري نداشته باش واقعا ميدونم شرايط رو مخيه ولي نميشه كاريش كرد اخه از دست تو هم كاري برنمياد ولي باباها به طرز عجيبي داداشاشونو دوست دارن

ببين به اونم كاري نداشته باش واقعا ميدونم شرايط رو مخيه ولي نميشه كاريش كرد اخه از دست تو هم كاري بر ...

کاش این دوست داشتن دو طرفه بود ،این عموی بظاهر محترم داداشم و یکی از آشناهای خانومش خیلی همدیگرو دوست داشتن بابام رفت مشورت و خلاصه عموم نذاشت اونم چون دختر وضع مالیشون عالی بود میگفت چرا پسر من بره زن از سطح پایین بگیره پسر تو با فلان مایه دار ازدواج کنه ،دوباره شوهرخاله ام پتروشیمی برای بابام رانندگی آمبولانس کار پیدا کرد همین عموم به بابام گفته بود بدبخت مرده پشت سرت زنده میشه و این حرفها و خلاصه نرفت ،بابام استخدام سپاه میخواست بشه اوایل جنگ بازم بابام رفت مشورت و عموم نذاشت و جالبه یه پسرش پتروشیمی سره کاره یکیش هم سپاه خلاصه هروقت مشورت کرد ضرر دید ولی بازم عاشقانه دوستش داره 🫡😶‍🌫️

کاش این دوست داشتن دو طرفه بود ،این عموی بظاهر محترم داداشم و یکی از آشناهای خانومش خیلی همدیگرو دوس ...

اه از اين كار باباها متنفرم ولي داستان اينه كه اونا داداششونو قبول دارن بايد بهش بگي هر بلايي سرت مياد حقته چون خودت نميتوني هي منتظري من برات كاري كنم برو به داداشت بگو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792