یه روز شوهر باهام دعوا کردکه باید زاویه فک بزنی چرا هرچی بهت میگم گوش نمیدی بردمش یه کلینیک قیمتش شد ۳۴ ملیون مشخص بود پشیمونه ولی روش نمیشد بگه میگفت من رو نهایت ۱۰ تومن حساب کرده بودم ولی اشکال نداره بزن گفتم همینه دیکه فکر کردی این چیزا ارزونه به خنده گفت کارتم خالی شد کفتم خب چیکار کنم مگه خودت نخاستی گفت نه عیب نداره بزن ۳۴ ملیون پیاده شد براش ناراحت شدم جون مشخص بود خیلی بهش فشار اومده واقعا کارتش خالی شد گفت فیلر لبم بزن ولی بی زحمت اونو از بابات بگیر دیگه گفتم اونی که درخاست میکنه همونم پولشو میده به بابای بدبختم چیکار داره