اصلا به فردا امیدی هست ؟ فقط دوست دارم بپرسم چرا ؟ و بد تر اینکه چرا باید این ساعت وسط اینهمه غم و روح شرحه شرحه شده وایسم این درسای کوفتی رو بخونم . چرا همه باید بخوابن من همش بیدار بمونم درس بخونم
چرا همه خونه دارن من ندارم . چرا هر کسی میاد سمتم یه عقده ای تمام عیار زن ستیز از آب در میاد . چرا ته این مسیر همش تنهایی و سیاهیه . چقدر دیگه واقعا باید تلاش میکردم .
کاش خدا این آدمای بد رو تمومش میکرد
امشب دیگه عصبانی نیستم فقط ناراحتم
۲۴ تیر