بچه ها کلی تاپیک در این باره زدم
یه خلاصه میگم
چن وقت پیش بدون اینکه بم اطلاع بده اومد خونم وکلی از خونم ایراد گرفت
من ۳۴واون ۱۸سالشه.
اما خونه زندگیش خیلی شیک.
خیلی بمن برخورد وچن روز ناراحتی داشتیم و شوهرم از این موضوع ناراحت بود.
حیاطش با خونه پدرشوهرم مشترکه واکثر وقتا اونجاست.
بعد از اون دلخوری مادرشوهرم خیلی عیر مستقیم طرفداری اونو میکرد منم پامو قط کردم.
اما متوجه شدم با شوهرم خیلی گرم میگیره و شوهرم اینو بمن گفت .
منم به شوهرم گفتم هدفش همین بود پای منو قط کنه با تو گرم بگیره اونم گفت غلط کرده از این به بعد جواب سلامش هم نمیدم.
حالا امشب بعد مدت هارفتیم خونه مادرشوهرم اون تو حیاط بود شوهرم بش سلام نکرد منم پشت سر شوهرم بودم .
اون نگام میکرد من سلام کردم همین که سلام کردم با اخم سرشو انداخت پایین.
بش گفتم دارم بات سلام میکنم اونم گفت خو من جوابتو دادم .
گفتم کو جواب بعد با حالت ناراحتی رفتم خونه مادرشوهرم.
عمدن بش سلام کردم که شوهرم ری اکشن اونو ببینه
آخه اخیرا خیلی پررو شده بود .
شوهرم میگه یبار من واون یکی داداشم نشسته بودیم شوخی جنسی کرد.
منم بلند شدم .
وخیلی سیاست های دیگه داره...