2777
2789

وای حس میکنم زده به سرم میرم بیرون مادر و بچه می بینم یا کلا زنو شوهر و خانواده می بینم دلم میخواد منم خانواده تشکیل بدم اصلأ خیلی‌ هوس کردم بد جور دلم نی نی موخااد شوشو مووخاد خببب 

بعد محرم خواستگار خوب اومد ازدواج کنم یا زوده یا دیره😭🥺😂😐

تازه ۲۱ سالم شده 🥰🍓

کی مثل منه🍒🥺

سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد ، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست؟گفت : خدا ... خدا...خدا...او مرا نجات خواهد داد،وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند ، نزدیک گردن او متوقف شد.مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت نوبت به وکیل دادگستری رسید؛از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟گفت : من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت‌ میدانم عدالت...عدالت...عدالت...گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.مردم متعجب، گفتند :آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شدآخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛سؤال شد: آخرین حرفت را بزن گفت: من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شودبا نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کردچه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند

من 

۲۲ سالمه 

امضامو میخونی اگر نگاهت افتاد تا آخر بخون 🥹برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان (عج)صلوات بفرستین ✨🍀لطف کنید ی صلوات برای وسواس فکری و حاجاتم بفرستی🍀اگر سوالی درباره رشته ام داشتین بپرسید ✨

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

یه خورده زوده

چقد دیگه باید صبر کنم اگه مورد خوب اومد رد کنم یعنی

سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد ، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست؟گفت : خدا ... خدا...خدا...او مرا نجات خواهد داد،وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند ، نزدیک گردن او متوقف شد.مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت نوبت به وکیل دادگستری رسید؛از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟گفت : من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت‌ میدانم عدالت...عدالت...عدالت...گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.مردم متعجب، گفتند :آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شدآخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛سؤال شد: آخرین حرفت را بزن گفت: من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شودبا نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کردچه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند

من ۲۲ سالمه

پس درکم می‌کنی شدیداً هوس عروس شدن کردم یکی از دوستام ازدواج کرده انقد شوهرم شوهرم می‌کنه دلم میخاد خب😭😂

سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد ، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست؟گفت : خدا ... خدا...خدا...او مرا نجات خواهد داد،وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند ، نزدیک گردن او متوقف شد.مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت نوبت به وکیل دادگستری رسید؛از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟گفت : من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت‌ میدانم عدالت...عدالت...عدالت...گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.مردم متعجب، گفتند :آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شدآخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛سؤال شد: آخرین حرفت را بزن گفت: من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شودبا نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کردچه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند

زوده بابا اینا از دور قشنگن

اگه مورد خوب اومد چی یعنی رد کنم ...☹️

سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد ، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست؟گفت : خدا ... خدا...خدا...او مرا نجات خواهد داد،وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند ، نزدیک گردن او متوقف شد.مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت نوبت به وکیل دادگستری رسید؛از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟گفت : من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت‌ میدانم عدالت...عدالت...عدالت...گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.مردم متعجب، گفتند :آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شدآخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛سؤال شد: آخرین حرفت را بزن گفت: من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شودبا نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کردچه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند

پس درکم می‌کنی شدیداً هوس عروس شدن کردم یکی از دوستام ازدواج کرده انقد شوهرم شوهرم می‌کنه دلم میخاد ...

منم دلم میخواد ولی میترسم 

امضامو میخونی اگر نگاهت افتاد تا آخر بخون 🥹برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان (عج)صلوات بفرستین ✨🍀لطف کنید ی صلوات برای وسواس فکری و حاجاتم بفرستی🍀اگر سوالی درباره رشته ام داشتین بپرسید ✨

خیلی زوده از مجردیت استفاده کن ک دیگ تکرار نمیشه

من مثل دخترای دیگه آزاد نیستم که مجردی کنم خیلی‌ محدودم...

سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد ، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست؟گفت : خدا ... خدا...خدا...او مرا نجات خواهد داد،وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند ، نزدیک گردن او متوقف شد.مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت نوبت به وکیل دادگستری رسید؛از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟گفت : من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت‌ میدانم عدالت...عدالت...عدالت...گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.مردم متعجب، گفتند :آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شدآخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛سؤال شد: آخرین حرفت را بزن گفت: من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شودبا نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کردچه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز