امروز با مامانم بیرون بودم دنبال کلینیک آدرسم درست نداشتیم. ی مرد سن دار ما رو دید اول دیدم اومد تو حلق من بعد فاصله گرفت افتاد دنبالمون آقا ما هر چی بالا پایین میرفتیم این بود چندین بار ی راهو رفتیم اشتباه بود همونو برگشتیم دیدیم بازم هست دیگه شانس اوردیم پیدا کردیم رفتیم ولی خیلی رو اعصاب بود